منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٩
نكات آيه ششم
١ـ الفاظ (اسْتجارَكَ) و (فَأَجِرْهُ) از ماده «جار» به معناى همسايه گرفته شده است ومقصود از آن پناه دادن است زيرا رسم عرب اين بود كه از همسايه حمايت مى كرد وگاهى به حامى، «جار» مى گفتند حتى در خود قرآن كلمه «جار» به معنى كمك وحامى استعمال شده است چنانكه مى فرمايد:
(وَإِذا زَيَّنَ لَهُمُ الشِّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَقالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ) .[١]
«هنگامى كه شيطان كردارهاى آنان را در نظر آنها خوب جلوه داد، وگفت امروز كسى از مردم بر شما پيروز نيست ومن حامى شما هستم.
٢ـ در جمله (حَتّى يَسْمَعَ كَلامَ اللّهِ) :«تا كلام خدا را بشنود»، دو احتمال وجود دارد:
الف:احتمال دارد كه لفظ ياد شده متمم جمله (اِسْتَجارَكَ) باشد يعنى اگر مشرك امان بخواهد به خاطر شنيدن كلام خدا به او امان ده، در اين موقع تنها در يك صورت امان خواهى او پذيرفته مى شود وآن وقتى است كه براى شنيدن سخن خدا امان بخواهد، ولى اگر امان خواهى او به خاطر امور ديگر باشد مانند: بستن قرارداد صلح، وحلّ مشكلات مادى ودنيوى، در اين موقع لازم نيست كه امان آنان پذيرفته شود، فقط در يك صورت امان خواهى، پذيرفته مى شود وآن صورتى است كه هدف از آن، تحرّى حقيقت باشد ودر غير اين صورت مشمول قانونى هستند كه در آيه پنجم وارد شده است. حتّى اگر احتمال دهيم كه برخى از مشركان بر اثر اقامت در سرزمين مسلمانان ولو براى داد وستد وحلّ مشكلات دنيوى وبر اثر تصادف وبرخوردهاى اتّفاقى اسلام مى آورند، باز پذيرفتن امان آنان لازم نيست.
[١] سوره انفال، آيه ٤٨.