منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤
اين آيات حكم شرعى نيست بلكه يك چاره جويى است كه اگر شرع هم نگفته بود عقل وخرد بر آن حكم مى كرد ومنسوخ به آيه اى مى گويند كه مفاد آن حكم الهى وآسمانى باشد.
ثانياً: شرط منسوخ اين است كه حكم منسوخ در ظاهر دوام واستمرار داشته باشد هرچند در باطن موقت باشد، در صورتى كه درآيات عفو واغماض چنين ظهورى وجود ندارد به دو دليل:
الف: سياست عفو واغماض ويا قانون (لَكُمْ دينكُمْ وَ لِيَ دين) مخصوص به دوره ضعف وناتوانى است ودر دوره قدرت يك چنين سياست براى يك مصلح كه هدف مقدّس دارد مصلحت نيست. در اين صورت آيات عفو واغماض شامل دوره قدرت كه آيات سوره برائت ناظر به آن است، نمى باشد تا يكى ناسخ وديگر منسوخ گردد.
ب: آيه عفو واغماض از روز نخست محدود به آمدن حكم دوم است چنانكه مى فرمايد:(...حَتّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ) : «تا فرمان خدا فرا رسد». وچنين حكمى كه از روز نخست محدود به آمدن حكم ثانوى است در صورت ورود حكم دوّم نمى توان منسوخ ناميد، اگر پزشكى به بيمارى شربتى بدهد وبگويد هر وقت شربتت تمام شد بايد داروى ديگرى بخورى، در اين صورت نمى توان تجويز داروى دوّم را ناسخ حكم اوّلى دانست، بلى اگر در روز نخست مى گفت بايد در تمام دوران بيمارى شربت مخصوص را بخورى سپس در اثناء دستور قطع شربت وخوردن داروى ديگر را مى داد در اين موقع مى توان حكم دوّمى را ناسخ حكم اوّلى دانست.
ثالثاً: غالباً مردم در معنى (لاإِكْراهَ فِي الدِّينِ) دچار اشتباه ميشوند وتصور مى كنند كه هدف آيه اين است كه بايد مشركان را آزاد گذارند وهرگز نبايد شمشيرى بكشند بلكه هدف آيه ـ با توجه به ذيل آن: (قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الغَيّ)
«هدايت از ضلالت بازشناخته شده است» ـ اين است كه مردم نبايد از روى