منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٣
پذيرش اسلام اكراه واجبارى نيست، پس چگونه در آيات مورد بحث مى گويد:
(فَإِذَا انْسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ) .[١]
«وقتى ماههاى حرام سپرى گرديد، مشركان را بكشيد».
(وَقاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كافَّةً) .[٢]
« همگى با مشركان نبرد كنيد همچنانكه آنها همگى با شما نبرد مى نمايند».
در پاسخ اين پرسش گروهى از مفسّران راه «نسخ» را پيش گرفته اند و مى گويند آيات آغاز سوره برائت، ناسخ آيات صبر واغماض ومانند آنها است ولى اين پاسخ صحيح واستوار نيست زيرا اگر بپذيريم كه در قرآن منسوخ وناسخ داريم آيات سوره برائت نمى تواند ناسخ آيات پيشين باشد. زيرا:
اوّلاً: مضامين اين آيات(سياست صبر) يك رشته احكام شرعى نيست كه از جانب خداوند به عنوان يك حكم الهى بر پيامبر فرو فرستاده شده باشد بلكه يك نوع چارجويى در برابر دشمن قوى ونيرومند است كه پيش از وحى الهى، عقل وخرد،انسان را به آن دعوت مى كند. واگر يك چنين دستورى نيز از جانب خداوند نيامده بود، جز صبر وبردبارى واينكه بگويد:«شما بر دين خود وما بر دين خود» چاره اى نبود، زيرا انسان با هدف هرچند هدف او مقدّس باشد اگر خود را در برابر دشمن قوى ونيرومندى مشاهده كرد كه مانع از گسترش هدف اوست، جز سياست اغماض وعفو چاره اى ندارد.بطور مسلّم سياست عفو واغماض مخصوص به دوران ضعف وناتوانى انسان صاحب هدف است ، ولى اگر زمينه وشرايط دگرگون گردد وطرف در خود احساس قدرت بنمايد ديگربراى سياست اغماض موضوعى باقى نمى ماند وعقل وخرد نيز صاحب هدف را به محافظه كارى دعوت نمى نمايد.
بنابراين نمى توان آيات سوره برائت را ناسخ عفو واغماض دانست زيرا مفاد
[١] سوره توبه، آيه ٥.
[٢] سوره توبه، آيه ٣٦.