منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٢
بكشد نه تنها چنين چيزى در تاريخ اسلام وجود ندارد، بلكه نصوصى كه در تاريخ اسلام موجود است حاكى از فرار او در نبرد خيبر است واتّفاقاً خود همين مؤلّف در بخش «نبرد خيبر» ناخودآگاه جريان فرار را نقل كرده است سپس نگارنده كتاب مذكور را ورق زد وعبارت هاى مؤلّف را در بخش جنگ خيبر براى استاد قرائت نمود.
وى در اين بخش مى نويسد:
پيامبر گرامى قبلاً پرچم را به دست گروهى داده بودند كه در ميان آنان ابى بكر وعمر بود، ولى آنان بدون اخذ نتيجه بازگشته بودند، در اين موقع پيامبر فرمود:«فردا پرچم را به دست كسى مى دهم كه خدا وپيامبر او را دوست دارند و او هرگز پشت به دشمن نمى كند (لا يُولّي الدبر).[١]
مفاد اين جمله چيست؟ چرا پيامبر مى فرمايد: پشت به دشمن نمى كند، اين جمله به خاطر اين است كه پيشينيان كه پرچم به دست گرفته بودند همگى پا به فرار گذاردند وپشت به دشمن كردند آيا با اين وضع صحيح است او را يك فرد شجاع ودلير بخوانيم.
استاد تاريخ پس از شنيدن بيانات نگارنده، از وجود چنين تناقض سخت ناراحت شد وسخن را به جاى ديگر برد كه نقل آن مايه اطاله سخن است.
توجيه نارواى ديگر
ابن كثير شامى كه در قرن هشتم اسلامى مى زيسته است در تفسير خود توجيه ديگرى را يادآور شده مى گويد: رسم عرب در نقض پيمان هايى كه بسته بودند، اين بود كه شخص خود متعهد ويا كسى كه از بستگان اوست، پيمان را لغو كند وچون
[١] نويسنده مصرى سخن پيامبر را نقل به معنى كرده در حالى كه پيامبر اين چنين فرمود:كرّار غير فرّار.