منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٨
جان ومال آنان محترم است وپس از انقضاى اين مدّت بايد وضع خود را روشن كنند اگر دست از شرك وبت پرستى برداشتند بسان مسلمانان ديگر آزاد خواهند بود ودر غير اين صورت جان ومال آنان احترامى نخواهد داشت.
پيامبر (صلى الله عليه وآله) به على (عليه السلام) فرمود آيات ياد شده را از ابى بكر باز گير و او را به ادامه سفر با شما يا بازگشت به مدينه مخيّر ساز.
على حركت كرد ودر «جحفه» به ابى بكر رسيد وپيام پيامبر (صلى الله عليه وآله) را به او ابلاغ نمود وآيات الهى را از او بازگرفت، او را ميان بازگشت به مدينه وادامه سفر مخيّر ساخت ابى بكر كمى انديشيد وبازگشت به مدينه را بر ادامه سفر ترجيح داد. وقتى حضور پيامبر رسيد به حضرتش عرض كرد:
«أهلتني لأمر طالَتْ الأعناقُ إليه، فلما صرتُ ببعضِ الطُرق عزلْتني مِنْه».
«مرا بر انجام كارى لايق وشايسته شمردى، كارى كه گردنها روى شوق وعلاقه به سوى آن كشيده مى شد، هر فردى افتخار انجام آن را در دل مى پروراند، وقتى مقدارى از راه را پيمودم مرا از آن سمت عزل نمودى».
سپس افزود آيا در باره من آيه اى فرود آمد. پيامبر (صلى الله عليه وآله)گفت آيه اى فرود نيامده جز اينكه پيك وحى فرود آمد وگفت: اين آيات را خودم ويا كسى كه از خاندان من است ابلاغ نمايد.
اميرمؤمنان (عليه السلام) وارد مكه گرديد وبالاى جمره عقبه آياتى از سوره توبه را تلاوت نمود وپيام هاى چهارگانه پيامبر را رسانيد.
لحن قاطع آيات ودستورهاى چهارگانه پيامبر (صلى الله عليه وآله)، دگرگونى عظيمى در اجتماع بت پرستان پديد آورد وهنوز چهار ماه سپرى نشده بود كه بت پرستى در محيط مكه واطراف آن ريشه كن گرديد وهمگى در پوشش اسلام قرار گرفتند.