منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٨
قرار داد ورو به هيئت نمايندگى نجران كرد وگفت:
«هؤُلاءِ أَبْنائُنا وَ أَنْفُسُنا وَ نِساءُنا فََهَلُمُّوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلَ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبينَ».[١]
«اينان فرزندان وزنان وكسانى كه مانند من هستند، شما نيز كسانيكه همانند شمايند وفرزندانتان وزنان خود را بياوريد تا مباهله كنيم ولعنت خدا را بر گروه دروغگويان بفرستيم».
٣ـ ثعلبى در تفسير خود مى نويسد: «هنگامى كه پيامبر وارد صحنه مباهله شد حسين را در آغوش داشت ودست حسن را گرفته بود، ودخت گرامى او فاطمه پشت سر پيامبر وعلى نيز پشت سر فاطمه گام برمى داشتند در اين موقع اسقف نجران گفت:
«يا مَعْشَرَ النَّصارى إِنّي لأَرى وُجُوهاً لَو سَأَلُوا اللّهَ أَنْ يُزِيلَ جَبَلاً مِنْ مَكانِهِ لأَزالَهُ فَلا تَبْتَهِلُوا فَتُهْلِكُوا».[٢]
«همكيشان من! من چهره هاى معصومى را مشاهد ه مى كنم كه اگر از خداوند بخواهند كه كوهى را از بيخ بكند، خدا دعاى آنان را مستجاب مى كند هرگز مباهله نكنيد زيرا نابود مى شويد».
٤ـ «زَمَخشرى» در كشّاف پس از نقل جمله هاى ثعلبى مى گويد: اُسقفِ نَجران افزود به خدائى كه جان من در دست او است نابودى اهل نجران نزديك شده است اگر مباهله كنيد لباس انسانيت از بدن شما كنده مى شود وبه صورت حيوانات مسخ شده در مى آييد وصحرا براى شما كانونى از آتش مى گردد خداوند ريشه مسيحيان نجران را مى كند.[٣]
[١] مستدرك، ج٣، ص ١٥٠.
[٢] عمده ابن بطريق، ص ٩٥.
[٣] كشّاف، ج١، ص ١٩٣.