شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩٣ - دعاى ابو حمزه ثمالى
انا يا سيّدى و ما خطرى هبنى؟بفضلك سيّدى و تصدّق علىّ هستم من اى آقاى من و چه ارزشى دارم؟مرا به فضل خويش ببخش اى آقاى من و بر من بعفوك و جلّلنى بسترك و اعف عن توبيخى بكرم وجهك سيّدى با عفو خود نيكى كن و با پردهپوشيت بپوشانم و درگذر از سرزنش كردنم به بزرگوارى ذاتت اى مولايم اى آقاى من، انا الصّغير الّذى ربّيته و انا الجاهل الّذى علّمته و انا الضّالّ الّذى من همان بنده خردسالى هستم كه پروراندى و همان نادانى هستم كه دانايش كردى و همان گمراهى هستم كه هديته و انا الوضيع الّذى رفعته و انا الخائف الّذى آمنته و الجايع راهنماييش كردى و همان پستى هستم كه بلندش كردى و همان ترسانى هستم كه امانش دادى و گرسنهاى هستم الّذى اشبعته و العطشان الّذى ارويته و العارى الّذى كسوته كه سيرش كردى و تشنهاى هستم كه سيرابش كردى و برهنهاى هستم كه پوشانديش و الفقير الّذى اغنيته و الضّعيف الّذى قوّيته و الذّليل الّذى اعززته و ندارى هستم كه دارايش كردى و ناتوانى هستم كه نيرومندش كردى و خوارى هستم كه عزيزش كردى و السّقيم الّذى شفيته و السّائل الّذى اعطيته و المذنب الّذى و دردمندى هستم كه درمانش كردى و خواهندهاى هستم كه عطايش كردى و گنهكارى هستم كه سترته و الخاطئ الّذى اقلته و انا القليل الّذى كثّرته و المستضعف گناهانش را پوشاندى و خطاكارى هستم كه از او گذشتى و اندكى هستم كه بسيارش كردى و خوار شمردهاى هستم الّذى نصرته و انا الطّريد الّذى آويته انا يا ربّ الّذى لم استحيك كه ياريش كردى و آوارهاى هستم كه جا و مأوايش دادى.منم پروردگارا آن كسى كه در خلوت از تو شرم نكردم فى الخلاء و لم اراقبك فى الملاء انا صاحب الدّواهى العظمى انا و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم منم صاحب مصيبتها و ماجراهاى بزرگ.منم الّذى على سيّده اجترى انا الّذى عصيت جبّار السّماء انا الّذى كسى كه بر آقاى خود دليرى كرده.منم كسى كه نافرمانى برپادارنده آسمانها را كردهام.منم كسى كه