شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٨ - تخلف از قدرت و اراد١٧٢٨ تكوينى خدا ممكن نيست
اما علم در مرحله ذات،داستان ديگرى دارد كه بايد در جاى خود بحث شود. [١]
اكنون باز نظر شما را به جمله عنوان شده در دعا منعطف مىكنيم:
تخلف از قدرت و ارادۀ تكوينى خدا ممكن نيست
دعاى ابو حمزه:
«و لا الّذى اساء و اجترأ عليك و لم يرضك،خرج عن قدرتك» از آنجائى كه هيچ چيز و هيچكس در عالم و هيچ كارى از احاطه قدرت و علم و در حقيقت از احاطه وجودى و ارادۀ حق بيرون نيست،روى اين مبنا آيا گناهكاران و كسانى كه برخلاف رضايت خداوند قدم برمىدارند،از چنگ قدرت حق و علم او بيرون هستند و يا به بيان ديگر از احاطه وجودى خداوند خارجند؟كجا روند كه حق آنها را نيابد؟!آيا مىشود مثل جنايتكارانى كه در مملكتى جنايتى مىكنند و فرار مىكنند و به حكومت ديگر پناهنده سياسى مىشوند،اين گناهكاران هم از ملك و حكومت خدا بيرون روند و به حكومت غير خدا پناهنده شوند؟!آيا گناهكار تصور مىكند كه خدا را از مقصدش بازداشته و او را عاجز كرده؟!نه،چنين نيست.خداوند مىفرمايد: وَ مٰا كٰانَ اللّٰهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كٰانَ عَلِيماً قَدِيراً :«خداوند چنين نيست كه چيزى در آسمان و يا در زمين او را عاجز كند.زيرا دانا و قادر است.»كفر كافران و معصيت معصيتكاران مخالف با اراده تشريعى خداوند است كه تخلّف از آن با اختيار بنده امكان دارد،اما مخالفت با اراده تكوينى پروردگار نيست و جائى كه اراده تكوينى خداوند به چيزى تعلّق بگيرد تخلّف از آن امكان ندارد.
[١].اجمالا بارىتعالى در مرتبه ذاتش به خودش علم دارد و اين علم عين ذات اوست و علمى نيز در مرتبه ذات خود به موجودات دارد كه به آن علم قبل از ايجاد و علم اجمالى در عين كشف تفصيلى مىگويند و يك علم تفصيلى به غير ذات خود نسبت به موجودات در مرتبه ذاتشان دارد كه اين علم عين ذات حق تعالى نيست كه به آن علم بعد الايجاد و در مرحلۀ فعل مىگويند، درهرصورت علم خداوند حضورى است و بدان معنى نيست كه با علم به معلوم چيزى به علم خدا افزوده مىشود.