شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩٥ - دعاى ابو حمزه ثمالى
احصى كتابك من عملى الّذى لو لا ما ارجو من كرمك وسعة بر آنچه نامۀ تو از عمل من شماره و احصاء كرده كه اگر اميد من به كرمت و وسعت رحمتك و نهيك إيّاى عن القنوط لقنطت عند ما اتذكّرها يا خير رحمتت نبود و از نااميد شدن بازم نمىداشتى به محض آنكه به ياد آنها مىافتادم يكسره نااميد مىشدم اى بهترين من دعاه داع و افضل من رجاه راج اللّهمّ بذمّة الاسلام اتوسّل كسى كه خواندش خوانندهاى و برترين كسى كه اميدش دارد اميدوار.خدايا به پيمان اسلام به درگاهت توسل جويم اليك و بحرمة القرآن اعتمد اليك و بحبّى النّبىّ الامّىّ القرشىّ و به حرمت قرآن بر تو اعتماد كنم و به دوستى و محبتى كه به پيامبر امّى قرشى الهاشمىّ العربىّ التّهامىّ المكّىّ المدنىّ ارجو الزّلفة لديك فلا هاشمى عربى تهامى مكى مدنى دارم اميد تقرب به تو را دارم پس تو انس ايمانى مرا مبدّل به توحش استيناس ايمانى و لا تجعل ثوابى ثواب من عبد سواك وحشت مكن و پاداشم را پاداش آنكس كه جز تو را پرستيده قرار مده فانّ قوما آمنوا بالسنتهم ليحقنوا به دمائهم فادركوا ما امّلوا و انّا زيرا مردمى بودند كه به زبان ايمان آوردند تا بدان وسيله خون خود را حفظ كنند و بدين مقصود هم رسيدند ولى ما آمنّا بك بالسنتنا و قلوبنا لتعفو عنّا فادركنا ما امّلنا و ثبّت رجائك به دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از ما بگذرى پس ما را هم به مقصودمان برسان و اميدت را فى صدورنا و لا تزغ قلوبنا بعد از هديتنا و هب لنا من لدنك در دلهاى ما ثابت و محكم فرما و منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش بما از نزد خود رحمة انّك انت الوهّاب فو عزّتك لو انتهرتنى ما برحت من بابك رحمتى كه به راستى تويى بسيار بخشنده.به عزتت سوگند اگر برانيم من هرگز از در خانهات برنخيزم و لا كففت عن تملّقك لما الهم قلبى من المعرفة بكرمك وسعة و دست از تملق و چاپلوسيت برندارم چون شناسايى كرمت و رحمت وسيعت به دلم الهام شده،