شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٤٧ - پناه به خدا از نفس
درون جاى قوت است و ذكر و نَفس تو پندارى از بهر نان است و بس
كجا ذكر گنجد در انبارِ آز به سختى نفس مىكند پا دراز
ندارند تنپروران آگهى كه پُر معده باشد ز حكمت تهى [١]
دعاى ابو حمزه:
«و قلب لا يخشع،
و پناه مىبرم به تو از قلبى كه خاشع نباشد.»
در مصباح المنير آمده«خشع فى صلاته و دعائه»در نماز و دعايش خشوع كرد يعنى با قلبش به نماز و دعا رو آورد و خشوع به معنى سكونت و افتادگى و طمأنينه است.
فروق اللغة مىنويسد:فرق بين خشوع و خضوع اين است كه خشوع،طبق آنچه گفته شده خشوعكننده اعتقاد دارد كسى را كه براى او خشوع مىكند از او بالاتر است.و گفته شده خشوع همراه با ترس از كسى است كه برايش خشوع مىشود.لذا اضافه به قلب مىشود و در اين فراز از دعا نيز امام سجاد عليه السّلام خشوع را به قلب نسبت داده است و قرآن مىفرمايد: أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّٰهِ [٢]:
«آيا وقت آن نرسيده است كه مؤمنان قلبهايشان براى ياد خدا خاشع شود؟»
مفردات راغب مىنويسد:خشوع به معنى«ضراعة»است يعنى فروتنى و تواضع و ضراعة بيشتر در قلب استعمال مىشود.لذا گفتهاند وقتى قلب حالت ضرع و فروتنى داشت اين در جوارح مثل چشم و گوش هم ظاهر مىشود.
نتيجه اينكه خشوع قلب به معنى نرمى و افتادگى و تأثر و انفعال و حالت قبول و محبت نفس است،در مقابل عظمت خداوند كه اين خشوع قلبى روى اعضا و جوارح نيز اثر مىگذارد و به آنها حالت فروتنى و افتادگى و تواضع مىدهد.
[١].بوستان سعدى،باب ششم،در قناعت.
[٢].حديد(٥٧)١٦/.