شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٤ - صفت قيموميّت
خوانده مىشوند و حيات،صفت كمال است كه منشأ درك و فعاليت مىشود.
اينكه ما در نظر ابتدائى،يك پشه ريز يا ريزتر از آن را زنده و جاندار مىدانيم،اما كوههاى بزرگ را جاندار به حساب نمىآوريم و به آنها جماد مىگوئيم،بلكه درختها و همه روئيدنىها را با اينكه رتبه وجودى آنها از جمادات بالاتر است و تغذيه و توليد مثل مىكنند و نموّ دارند زنده و جاندار نمىدانيم،اين پندار بدين جهت است كه درك و فعاليت را كه اثر حيات است،در آنها نمىبينيم و در نتيجه آنها را صاحب حيات نمىدانيم با اينكه به قول ملاّ صدرا مىشود گفت:«همۀ موجودات كه تسبيح ذاتى دارند از يك نوع علم و ادراك برخوردارند،هرچند محسوس نيست و هركدام از موجودات به مقدار حظ و بهرهاى كه از وجود دارند به همان مقدار بهرهاى از علم و شعور دارند كه منشاء فعاليت يا تسبيح آنها مىگردد.» [١]بر اين منوال، چونكه درك و فعاليت،مراتب شديد و ضعيف دارد،حيات و زندگى هم مراتب دارد و چون ذات مقدس پروردگار از نظر علم به ذات و علم به آثار خودش،بى نهايت است و قدرت و فعاليتش نيز بىنهايت است و اين علم بىنهايت و قدرت فعل بىنهايت از او سلبشدنى نيست،پس«حىّ لا يموت»است و اينجاست كه گفته مىشود يكى از اسمهاى خداوند«حىّ»به معناى زنده و پاينده است.
صفت قيموميّت
كلمه«قيّوم»بر وزن«فيعول»يا مبالغه در قائم به معنى عهدهدار و قيام به تدبير شىء است يا مبالغه در قيام به معنى قائم به ذات و متكى به خود است.در هر صورت سراسر هستى و هريك از موجودات ازهرجهتى چه از ناحيه ذاتشان و چه از نظر آثارشان عين وابستگى به ذات حق هستند و همه و همه به عنايت او سهم
[١].اسفار،ج ١٥٠،ص ٧ و ١٥٣.و شرح دعاى افتتاح مرحوم آيت اللّه ايزدى،صفحه ١٧٣ تا ١٧٦.