شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩٦ - دعاى ابو حمزه ثمالى
رحمتك الى من يذهب العبد الاّ الى مولاه و الى من يلتجئ بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش و المخلوق الاّ الى خالقه الهى لو قرنتنى بالاصفاد و منعتنى سيبك مخلوق به كه پناهنده شود جز به خالقش خدايا اگر مرا به زنجير و بند گرفتار كنى من بين الاشهاد و دللت على فضايحى عيون العباد و امرت بى و عطايت را از من بازدارى در ميان انظار مردم و رسواييهايم را به چشم بندگانت آرى و دستور بردنم را الى النّار و حلت بينى و بين الابرار ما قطعت رجائى منك و ما بسوى دوزخ صادر كنى و ميان من و نيكان حائل گردى،من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و صرفت تاميلى للعفو عنك و لا خرج حبّك من قلبى انا لا انسى آرزومنديم را از عفو تو بازنگردانم و بيرون نرود محبتت از دلم و من اياديك عندى و سترك علىّ فى دار الدّنيا سيّدى اخرج حبّ الدّنيا نعمتهايى كه در دنيا به من دادى و پردهپوشيهايت را فراموش نمىكنم.اى آقاى من محبت دنيا را من قلبى و اجمع بينى و بين المصطفى و آله خيرتك من خلقك از دلم بيرون كن و جمع كن ميان من و ميان(پيامبرت حضرت)مصطفى و آلش برگزيدگان خلقت و خاتم النّبيّين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و انقلنى الى درجة الّتوبة و خاتم پيمبران محمد صلّى اللّه عليه و آله و مرا به درجه توبه و بازگشت اليك و اعنّى بالبكاء على نفسى فقد افنيت بالتّسويف و الآمال بسويت برسان و ياريم ده به گريه كردن بر خويشتن زيرا كه من عمرم را به امروز و فردا كردن و آرزوها عمرى و قد نزلت منزلة الآيسين من خيرى فمن يكون اسوء حالا گذراندم و از خير خودم در جايگاه نااميدان درآمدهام.پس كيست كه بدحالتر از من باشد منّى ان انا نقلت على مثل حالى الى قبرى لم امهّده لرقدتى و لم اگر من بر اين حال بسوى قبرم منتقل گردم زيرا كه آمادهاش نكردهام براى خوابيدنم