شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩٤ - دعاى ابو حمزه ثمالى
اعطيت على معاصى الجليل الرّشا انا الّذى حين بشّرت بها براى نافرمانيهاى بزرگى كه كردهام رشوه دادهام.منم آن كسى كه هرگاه نويد گناهى را به من مىدادند خرجت اليها اسعى.انا الّذى امهلتنى فما ارعويت و سترت علىّ بسويش شتابان مىرفتم.منم كه مهلتم دادى ولى من به خود نيامدم و بر من پوشاندى فما استحييت و عملت بالمعاصى فتعدّيت و اسقطتنى من عينك ولى من شرم نكردم و نافرمانيها كردم و از حدّ گذراندم و از چشم خود مرا انداختى و من اعتنا نكردم فما باليت فبحلمك امهلتنى و بسترك سترتنى حتّى كانّك اغفلتنى پس باز هم به بردباريت مهلتم دادى و به پردهپوشيت مرا پوشاندى تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتى و من عقوبات المعاصى جنّبتنى حتّى كانّك استحييتنى الهى لم و از كيفرهاى گناهان مرا دور داشتى تا به حدى كه گويا از من شرم كردى.خدايا در اعصك حين عصيتك و انا بربوبيّتك جاحد و لا بامرك مستخفّ هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم و يا دستورت را سبك شمردم و لا لعقوبتك متعرّض و لا لوعيدك متهاون لكن خطيئة عرضت و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاى تو را بىارزش فرض كردم بلكه گناهى بود كه پيش آمد و سوّلت لى نفسى و غلبنى هواى و اعاننى عليها شقوتى و غرّنى و نفس سركش نيز آن را آراست و هواى نفس نيز چيره شد و بدبختى هم كمك كرد و پرده آويخته سترك المرخى علىّ فقد عصيتك و خالفتك بجهدى فالان من (پردهپوشى تو)هم مرا مغرور كرد و در نتيجه تا آنجا كه مىتوانستم در نافرمانى و مخالفت تو كوشيدم ولى اكنون كيست كه عذابك من يستنقذنى و من ايدى الخصماء غدا من يخلّصنى از عذاب تو مرا نجات دهد و از دست دشمنان در فرداى قيامت چه كسى خلاصم كند و بحبل من اتّصل ان انت قطعت حبلك عنّى فوا سوأتا على ما و به ريسمان چه كسى چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كنى پس چه رسوايى است براى من