شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٥ - احاطه علم و قدرت خداوند
و غلبه و قوّه و قدرت بر هر چيز.)
بايد در نظر گرفت كه احاطۀ علم يا قدرت خداوند از قبيل احاطۀ جسمى به جسم ديگر،از قبيل احاطه ديوار به باغى يا هوا با آب يا هر جسمى با جسم ديگر نيست،بلكه معنى احاطه،توسعۀ وجودى خداوند است به همه موجودات كه هيچ موجودى(نه ظاهرش و نه باطن و عمقش)از وجود حق بركنار نيست بلكه نور وجودى و فيض خداوندى نفوذ در ظاهر و باطن همه اشياى عالم دارد چنانچه اهلش تعبير مىكنند:«لا يشذّ عن حيطة وجوده شىء»:(هيچ چيز از وسعت و احاطه وجود حق بركنار نيست.)
قرآن كريم: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظّٰاهِرُ وَ الْبٰاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ [١]:«خداوند اوّل و آخر و پيدا و پنهان است و به هر چيزى دانا است.»
امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد:«مع كلّ شىء لا بالمقارنة و غير كلّ شىء لا بالمزايلة» [٢]:(با همه چيز هست،اما نه به اين صورت كه قرين چيزى باشد و غير هر چيزى است، اما نه اينكه جدا از آن باشد.)
باز مىفرمايد:«ليس فى الاشياء بوالج و لا عنها بخارج» [٣]:(در اشياء فرو نرفته و از اشياء بيرون هم نيست.)
آنچه از قرآن شريف در داستانهاى مربوط به انبياء و بندگان مخلص خداوند بدست مىآيد اين است كه بندگان پاكدل در سختترين اوضاع و شرايط،ترسى به خود راه نمىدادند و با توكل به خداوند انجام وظيفه مىكردند و مسير خود را مىپيمودند و اين براساس اعتراف و باور داشتن به احاطه علمى و قدرت خداوند است كه در حقيقت احاطۀ وجودى حق و معيّت او است.
[١].حديد(٥٧)٣/.
[٢].نهج البلاغه،خطبه اول.
[٣].همان مدرك.