شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٠٥ - دعاى ابو حمزه ثمالى
و الحقنى باوليائك الصّالحين محمّد و اله الابرار الطّيّبين و ملحقم كن به دوستان شايستهات محمد و آلش آن نيكان پاك الطّاهرين الاخيار صلواتك عليهم و على اجسادهم و ارواحهم پاكيزه و برگزيده درودهاى تو بر ايشان و بر جسدهاشان و بر ارواحشان و رحمة اللّه و بركاته الهى و سيّدى و عزّتك و جلالك لئن طالبتنى و رحمت خدا و بركاتش اى خداى من و آقاى من سوگند به عزت و جلالت اگر مرا در مورد بذنوبى لاطالبنّك بعفوك و لئن طالبتنى بلؤمى لاطالبنّك بكرمك گناهان بازخواست كنى،من نيز تو را به عفو و گذشتت مطالبه مىكنم و اگر به پستىام مرا مؤاخذه كنى من هم به كرمت و لئن ادخلتنى النّار لاخبرنّ اهل النّار بحبّى لك الهى و سيّدى ان تو را مطالبه مىكنم و اگر به دوزخم ببرى به دوزخيان گزارش مىدهم كه دوستت دارم اى خداى من و آقاى من كنت لا تغفر الاّ لاوليائك و اهل طاعتك فالى من يفزع المذنبون اگر نيامرزى مگر دوستانت و پيروانت را پس به كه پناه برند گناهكاران و ان كنت لا تكرم الاّ اهل الوفاء بك فبمن يستغيث المسيئون و اگر اكرام نكنى مگر نسبت به وفادارانت پس به كه استغاثه كنند بدكرداران؟ الهى ان ادخلتنى النّار ففى ذلك سرور عدوّك و ان ادخلتنى الجنّة خدايا اگر به دوزخم ببرى اين كار موجب خوشحالى دشمنت گردد و اگر به بهشتم ببرى ففى ذلك سرور نبيّك و انا و اللّه اعلم انّ سرور نبيّك احبّ اليك من موجب خوشحالى پيامبرت بشود و من به خدا سوگند مسلّما مىدانم كه خوشحال شدن پيامبرت را بيشتر از سرور عدوّك اللّهمّ انّى اسئلك ان تملا قلبى حبّا لك و خشية خوشحال شدن دشمنت دوست دارى خدايا از تو مىخواهم كه دلم را پر كنى از محبت و ترس از منك و تصديقا بكتابك و ايمانا بك و فرقا منك و شوقا اليك يا خودت و تصديق به كتابت و ايمان به خودت و هراس و انديشه از خود و اشتياق بسوى خود