شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٤ - مطلب دوم خداوند ابتدا خود،در مقام شناساندن خود برآمد
به عكس برهانهاى ديگر كه از علّتى جداى از معلول و يا از راه شناخت معلول پى به علت مىبريم.مرحوم ملا صدرا در كتاب اسفار در بيان علت نامگذارى اين برهان به صديقّين مىفرمايد:صدّيق مبالغه صادق است و اين استدلال نظر دارد به اينكه بقيه راههاى ديگر خالى از نادرستى نيست و راه درست براى خداشناسى همين است.يعنى راه كسى كه از طريق حقيقت وجود حق تعالى به حقيقت واجب الوجود پى مىبرد و نظر به حقّ واقع و حاقّ حقيقت دارد و با مطالعۀ ذات حق تعالى او را مىشناسد و معرفت شهودى دارد.بنابراين نتيجه مىگيريم:
شناخت واقعى حق تعالى به جز از راه ذات حق و شناخت او ممكن نيست. [١]
مطلب دوم:خداوند ابتدا خود،در مقام شناساندن خود برآمد
در اين رابطه چند جمله از دعاى عرفه حضرت سيد الشهداء عليه السّلام مناسب است ذكر شود.آن حضرت در مقام دعا عرض مىكند:
«الهى علمت باختلاف الآثار و تنقّلاّت الاطوار انّ مرادك منّى ان تتعرّف الّى فى كلّ شىء حتّى لا اجهلك فى شىء»:(خدايا به اختلاف آثار و دگرگونى اطوار جهان هستى، دانستم كه خواست تو از من اين است كه خود را در هر چيزى به من بشناسانى تا اينكه در هيچ چيز نسبت به تو جاهل نباشم.)
از اين چند جمله بدست مىآيد اساسا هستى كه ظهور نور فيض خداوند در تمام مراتب وجود است،همه و همه تنبيه دل و توجه دادن انسانها است به مبدأ هستى.به قول سعدى:
برگ درختانِ سبز در نظر هوشيار هر ورقش دفترى است معرفت كردگار
صدّيقين مىفرمودند:مثل اينكه برادران يوسف با نگاه به او،وى را به وسيله خودش شناختند و به او گفتند:أ إنّك لأنت يوسف قال انا يوسف،آيا تو يوسف هستى؟گفت بله من يوسفم.
[١].اسفار الاربعه،ج ٦،ص ١١.براى توضيح بيشتر مراجعه شود به كتاب جدل و استدلال در قرآن كريم،اثر نگارنده و كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم،اثر علامۀ طباطبايى.