شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٥٠١ - دعاى ابو حمزه ثمالى
غربتى حتّى لا استانس بغيرك يا سيّدى ان وكلتنى الى نفسى رحم كن بطورىكه به غير تو انس نگيرم.اى آقاى من اگر مرا به خودم واگذارى هلكت سيّدى فبمن استغيث ان لم تقلنى عثرتى فالى من افزع ان هلاك گردم آقاى من پس به كه استغاثه كنم اگر تو لغزشم را ناديده نگيرى و به كه پناه برم فقدت عنايتك فى ضجعتى و الى من التجئ ان لم تنفّس كربتى اگر عنايت تو را در آرامگاهم از دست بدهم و به كه ملتجى گردم اگر تو غمم را برطرف نكنى، سيّدى من لى و من يرحمنى ان لم ترحمنى و فضل من اؤمّل ان آقاى من كه را دارم و كه بر من رحم كند اگر تو بر من رحم نكنى و فضل كه را آرزو كنم عدمت فضلك يوم فاقتى و الى من الفرار من الذّنوب اذا انقضى در روز نيازمنديم اگر فضل تو را گم كنم و بسوى چه كسى از گناهانم بگريزم در آن هنگام كه عمرم اجلى سيّدى لا تعذّبنى و انا ارجوك الهى حقّق رجائى و آمن به سر رسد.اى آقاى من!مرا با اينكه به تو اميدوارم معذب مفرما خدايا اميد مرا تحقق بخش خوفى فانّ كثرة ذنوبى لا ارجو فيها الاّ عفوك سيّدى انا اسئلك ما و ترسم را امان بخش زيرا در اين گناهان بسيار اميدى جز به عفو تو ندارم اى آقاى من!از تو خواهم چيزى را لا استحقّ و انت اهل التّقوى و اهل المغفرة فاغفر لى و البسنى من كه شايسته آن نيستم و تو شايسته پرهيزكارى و اهل آمرزشى پس بيامرز مرا و از نظر مرحمت خود جامهاى بر نظرك ثوبا يغطّى علىّ التّبعات و تغفرها لى و لا اطالب بها انّك ذو من بپوشان كه گناهانم را بپوشاند و آنها را برايم بيامرز و مورد مؤاخذه قرارم مده كه تو داراى منّ قديم و صفح عظيم و تجاوز كريم الهى انت الّذى تفيض بخششى ديرينه و چشمپوشى بزرگ و گذشت بزرگوارانه هستى خدايا تويى كه فيض خود را سيبك على من لا يسئلك و على الجاحدين بربوبيّتك فكيف حتى بر آنكه درخواست نكند و بر منكران پروردگارىات،فروريزى پس چگونه باشد نسبت به كسى كه