شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١٠ - اصل الاصول و حقيقة الحقايق
وَ مٰا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّٰ قَلِيلاً [١]:«غير از بهره كمى از علم،چيزى به شما عطا نشده است.»
ثانيا:حال كه اقرار كرديم بهرۀ ما از علم در مقابل حقايق عالم،ناچيز است و يكى از حقوق بندگى همين است كه،به خود حق ندهيم در مورد چيزهايى كه به آنها احاطه علمى نداريم اظهارنظر كنيم و فورا آنها را تكذيب كنيم.قرآن در سوره يونس اشخاصى را كه در اثر نداشتن احاطه علمى،قرآن را تكذيب مىكردند،مورد نكوهش قرار مىدهد و مىفرمايد:
بَلْ كَذَّبُوا بِمٰا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّٰا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ [٢]:«آنها چيزى را كه از آن آگاهى نداشتند و هنوز واقعيتش بر آنها روشن نشده بود،تكذيب كردند.»
گذشته از اين ممكن است در اثر كمبينى و ظرفيت محدود ما،دانستن بعضى از امور براى ما زيانبار و موجب ناراحتى گردد،چنانچه در سوره مائده مىفرمايد:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْيٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ [٣]:«اى كسانى كه ايمان آورديد!از مسائلى سؤال نكنيد كه اگر براى شما آشكار گردد شما را ناراحت مىكند.»
يكى از شأن نزولهاى اين آيه،اين است كه طبرسى از امير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند:«روزى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطبهاى خواند و دستور خدا را دربارۀ حج بيان كرد.
شخصى به نام«عكاشه»،گفت آيا اين دستور براى هر سال است و همه ساله بايد حج به جا آوريم؟پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به سؤال او پاسخ نگفت،ولى او اصرار كرد و دو يا سه بار،سؤال خود را تكرار نمود،پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود:واى بر تو!چرا اين همه اصرار مىكنى؟اگر در جواب تو بگويم بلى،حج در همه سال بر همۀ شما واجب مىگردد و در اين صورت توانائى انجام آن را نداريد و اگر با آن مخالفت كنيد گناهكاريد.
بنابراين تا وقتى چيزى را به شما نگفتهام بر آن اصرار نكنيد و يكى از امورى كه
[١].اسراء(١٧)٨٥/.
[٢].يونس(١٠)٣٩/.
[٣].مائده(٥)١٠١/.