شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٣١ - بداء در اسلام
شهر خاليست ز عُشّاق بود كز طرفى
دستى از غيب برون آيد و كارى بكند
مىتوانيم مطلب گذشته حضرت سجاد عليه السّلام را كه فرمود:دستهاى خدا باز و گسترده است(باسط اليدين بالرّحمة)در اين جمله خلاصه كنيم كه خدا هم سببساز است و هم سببسوز.چنانچه حضرت يعقوب به پسرانش در مورد سببسازى و اميد به رحمت خداوند فرمود: اِذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لاٰ تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّٰهِ [١]:«برويد از يوسف و برادرش(بنيامين)جستجو كنيد و از نسيم رحمتش نااميد نشويد.»
و نيز خداوند سببسوز است.لذا نبايد با در دست داشتن امكانات مغرورشده به خود تكيه كنيم و روى نياز به درگاه بىنياز نياوريم.مولوى مىگويد:
از سببسازيش من سودائيم [٢]وز سببسوزيش سوفسطائيم [٣]مولوى در اين شعر مىگويد اعتقادم به اينكه خداوند سببساز و وسيلهساز است مانند معاملهگرى است كه به اميد نفع دست به تجارت مىزند و اعتقادم در اينكه خداوند ممكن است بعضى از اسباب را خنثى و بىخاصيت كند،مانند اعتقاد سوفسطى است كه براى كار و هنر خويش حسابى باز نمىكنم و آن را در مقابل ارادۀ حق هيچ مىدانم.
بداء در اسلام
آنچه را در مقابل عقيدۀ يهود در مورد تصرّف خداوند در جهان هستى،ذكر شد، مىتوان خلاصهاى از مسئله«بدا»دانست.آنطور كه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد:
[١].يوسف(١٢)،٨٧.
[٢].سودائى يعنى معاملهگر و اهل خريدوفروش و دادوستد كه با اميد به نفع،تجارت مىكند.
[٣].سوفسطى منكر حسيات و بديهيات است و اوضاع عالم را وهم و خيال مىداند.