شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٧ - مطلب چهارم اگر خدا نبود در عالم گفتگويى نيز از او نبود
و با اصرار و اشتياق همه را به جانب خود دعوت كرد.همچنان كه در اين دعا امام چهارم عرض مىكند:«و دعوتنى اليك»:(خدايا تو مرا به سوى خود فراخواندى)در حقيقت كشش و جذبه خدا در كار است و الاّ به گفتۀ شاعر:
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى كوشش عاشقِ بيچاره به جائى نرسد در اينجا بايد توجه داشت كه يك قسمت از دعوت خداوند بسوى خودش همان باز گذاشتن راه دعا و اجازه دادن به خلائق است كه به درگاه خداوند عرض حاجت نموده و راز دلشان را با او در ميان بگذارند [١]كه انشاء اللّه بحث كامل آن در ادامه اين سلسله مقالات در قسمتهاى بعدى خواهد آمد.
مطلب چهارم:اگر خدا نبود در عالم گفتگويى نيز از او نبود
امام سجاد در اين قسمت از دعاى ابو حمزه مىفرمايد:اگر معرّفى و شناساندن خود خدا نبود در عالم يادى و ذكرى از او نبود:«و لو لا انت لم ادر ما انت»:(خدايا! اگر تو نبودى نمىدانستم تو چه هستى.)
در اينجا نيز بايد توجه داشته باشيم حالا كه خداوند هست و به واسطۀ فيضش جهان هستى وجود دارد و دل و جانمان و عقل و انديشهمان به مبدأ هستى و صفات جلال و جمال او پىبرده.اما چنين نيست كه به كنه ذات پىبرده چنانچه به كنه ذات انسان پى نبردهايم و فقط ماهيت او به عنوان حيوان ناطق در ذهن ما نقش بسته است آن هم به واسطه اينكه وجود انسان در ذهن ما نقش بسته است چون وجود انسان و همۀ اشياء محدودند و به واسطه محدوديت وجودشان ماهيتشان كه نمودى از بود و هستى آنها است،در ذهن ما جلوه مىكند،برخلاف وجود نامحدود و بىپايان خداوندى كه عين هستى است و به كنه ذاتش كسى پى نمىبرد.
[١]. اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ،مرا بخوانيد كه شما راى اجابت مىكنم غافر(٤٠)٦٠/.