شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٠٦ - احوالات مؤمن و كافر در قبر و برزخ
مىكنند و اگر چنين نباشى:«تلجلج لسانك»:زبانت سنگين مىشود و به لكنت مىافتى«و دحضت حجّتك»:و دليلت باطل و رد مىشود،«و عميت عن الجواب»:اگر صيغه مخاطب باشد يعنى از جواب كور مىشوى يعنى وامىمانى و اگر فعل غايب باشد يعنى حجّت از جواب كور مىشود(نمىتواند جواب قانعكننده بدهد)«و بشّرت بالنّار»و به آتش بشارت داده مىشوى و ملائكۀ عذاب از تو استقبال مىكنند.
«فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» :اشاره به آِیه ٩٣ و ٩٤ سورۀ واقعه است.يعنى با آب جوشان دوزخ از او پذيرايى مىكنند و سرنوشت او ورود در جهنم است.» [١]
روايت سوم را ابو بصير از ابى عبد اللّه الصادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود:«نكير و منكر«يقعدانه و يلقيان فيه الرّوح إلى حقويه فيقولان له:من ربّك؟فيتلجلج فيقولان له لا دريت...»:كافر را در قبر مىنشانند و روح را تا كشالۀ دو ران در او مىافكنند.پس به او مىگويند:پروردگارت كيست؟پس زبانش به لكنت مىافتد بعد از آن دو فرشته به او مىگويند ندانستى و باز مىپرسند دينت چيست؟باز به لكنت مىافتد و...پس منادى از آسمان ندا مىكند بندۀ من دروغ گفت؛قبرش را از آتش فرش كنيد و از لباسهاى آتشى به او بپوشانيد و درى از آتش به رويش باز كنيد.پس سه تازيانه به او مىزنند كه با آنها آتش از قبرش بلند مىشود كه اگر به كوههاى تهامه زده شود خاكستر مىشوند...» [٢]
امام سجاد عليه السّلام در اين قسمت از دعا،نظر به اينگونه سختىها در عالم برزخ دارند كه مىفرمايند خدايا!وقتى حجّتى در مقابل كارم ندارم به من رحم كن،آن وقتى كه زبانم لكنت برمىدارد و مغزم از كار مىافتد.در اين هنگام وقتى شدت نياز و ندارى به من رو آورد مرا نااميد مكن و به ناتوانيم رحم كن.
[١].بحار الانوار،ج ٦،ص ٢٢٣ و ٢٢٤،حديث ٢٦.
[٢].همان،ص ٢٦٤ و ٢٦٥.