شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٦٠ - رضايت خداوند
رضايت خداوند
«رضا»از معانىاى است كه در موجود صاحب شعور و داراى اراده يافت مىشود و مقابل آن سخط و غضب قرار دارد.
رضايت به فعل و يا وصف تعلق مىگيرد و اگر به ذات تعلق گرفت منظور از آن همان رضايت به فعل است. رَضُوا بِالْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا [١]:«به زندگى دنيا راضى شدند»در اين آِیه كريمه،رضايت به حيات كه صفت است تعلق گرفته است.
وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ [٢]:«اگر آنها به آنچه خداوند به آنها داد راضى بودند» در اينجا رضايت تعلق گرفته به فعل و عمل.
و اگر در موردى رضايت تعلق داشت به ذات،منظور همان فعل است.مثل:
«رضى اللّه عنهم»:خداوند از آنها راضى است،يعنى از كارشان رضايت دارد.
«از نظر فلسفى رضا و خشنودى عين اراده نيست.اگرچه هرچه اراده به آن تعلق گرفت رضا نيز به آن تعلق مىگيرد اما اراده به كارى كه هنوز واقع نشده،تعلق مىگيرد و رضا بعد از واقع شدن چيزى و يا بعد از فرض وجود آن است و چون رضا بعد از تحقّق فعل مورد رضايت(مرضىّ)حادث مىشود،لذا از صفات فعل خداوند است نه صفات ذات زيرا خداوند منزّه است كه محل حوادث قرار گيرد.
رضاى خدا صفتى است قائم به فعل او و از مقام فعل انتزاع مىشود مثل اراده و كراهت و رحمت.
در نتيجه هر چيزى را خداوند تكوينا ايجاد فرموده مرضىّ اوست و هر عمل تشريعى مثل نماز و روزه نيز مرضى اوست زيرا ملائم با تكوين و يا تشريع خداست و خلاصه اينكه اگر مىگوييم:خداوند از اين كار راضى است،يعنى اين كار ملائم و
[١].يونس(١٠)٧/.
[٢].توبه(٩)٥٩/.