شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٥٤ - بخش بيست و ششم چهار درخواست مهم
دعاى ابو حمزه:
«الهى!لو قرنتنى بالاصفاد و منعتنى سيبك من بين الاشهاد و دللت على فضائحى عيون العباد و امرت بى الى النّار و حلت بينى و بين الابرار، ما قطعت رجائى منك و ما صرفت تأميلى للعفو عنك و لا خرج حبّك من قلبى،انا لا انسى اياديك عندى و سترك عليّ في دار الدّنيا،
اى خداى من!اگر مرا با زنجيرها ببندى و پيوند دهى و احسانت را در ميان ناظران از من منع كنى و ديدگان بندگان را بر رسوائيهايم راهنمائى كنى و مرا به سوى آتش فرمان دهى و بين من و نيكان جدائى اندازى، اميدم را از تو قطع نمىكنم و دست از اميد بستن به عفو تو برنمىدارم و محبت تو از دلم بيرون نمىرود.من عطاها و بخششها و پردهپوشيت از عيوب را در زندگى دنيا بر خود فراموش نمىكنم.»
«اشهاد»جمع شاهد است،«اصفاد»جمع«صفد»به معنى كند و زنجير و دستبند است،«سيب»باران جارى و عطا و احسان را مىگويند.«قرنتنى»فعل ماضى از ماده «قرن»به معنى بستن و وصل كردن است،«تاميل»از ماده«امل»يعنى آرزو.
بندگان معمولى اگر كسى را مجازات كنند هرچند بر حق باشد،باعث كينه و ناراحتى مىشود؛اما خداى حكيم مهربان هرچند بندهاش را به سختى مبتلا كند و به آتش قهرش بسوزاند،چون مىداند از روى عدالت و حكمت است،هيچ به دل نمىگيرد و محبتش به خدا كم نمىشود و اميدش را از خدا قطع نمىكند و از طرفى مىداند خداوند بخشنده و مهربان است و نعمتهايش را از بنده دريغ نمىكند.البته بندگانى كه ايمانشان ضعيف است،ممكن است به اين درجه از كمال نرسند و زبان به شكايت بگشايند،امّا اوليائى كه تمام هستى خود را از خدا مىدانند ذرهاى محبّتشان به خدا كم نمىشود و نعمتهاى بيشمار الهى را فراموش نمىكنند.