شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٠١ - چرا از خدا بترسيم؟
چنانكه در سوره حشر مىفرمايد:
هُوَ اللّٰهُ الَّذِي لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلاٰمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ [١]:«او خدائى است كه جز او معبودى نيست همان خداى برتر و داراى سلامتى و ايمنىبخش و نگهبان.»
بر طبق اين آيه يكى از اسماء و صفات الهى،سلام و مؤمن و مهيمن است كه بزرگان اهل تفسير مىفرمايند:
«السّلام من يلاقيك بالسّلامة و العافية،من غير شرّ و ضرر و المؤمن الّذى يعطى الامن و المهيمن الفائق المسيطر على الشّىء» [٢]:(سلام،كسى است كه با تو با سلامتى و عافيت برخورد مىكند،بدون هيچ ضرر و بدى؛و مؤمن كسى است كه به تو ايمنى مىدهد و مهيمن آن است كه برترى و سلطه بر چيزى دارد.)
بنابراين ترس از خداوند به اين معنى نيست كه موجودى خطرناك باشد تا از اين جهت ما از او برحذر باشيم كه مبادا از ناحيه او بما آسيبى برسد و از طرفى مىدانيم ذات پاكش در مقام فعل،قيّوم و سرپرست عالم و قائم به عدالت است.در سوره آل عمران چنين آمده است: قٰائِماً بِالْقِسْطِ [٣]:(خداوند قائم به عدالت است)و ترس ما از عدالت پروردگار است.
بنابراين حالا كه خداوند سلامتى و عدالت دارد و با موجودات سالم و عادلانه برخورد مىكند بايد خود را با جهان هستى وفق داده و هماهنگ كنيم.اگر جهان بىصاحب بود و سرپرستى نداشت،مىتوانستيم به قول شاعر بگوئيم:
«خوب كردم هرچه گفتم هرچه خوردم هرچه بردم مفت من!» اما حالا كه چنين نيست و جهان زير نظر خداوند متعال كه عادل و قائم بالقسط است اداره مىشود،اينجا است كه بايد-به اصطلاح-دست به عصا و با احتياط راه برويم و از مقام خداوندى انديشناك باشيم و در نتيجه خواستههاى نفسانى
[١].حشر(٥٩)٢٣/.
[٢].تفسير الميزان،ج ٢٥٦،ص ١٩.
[٣].آل عمران(٣)١٨/.