شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٧٦ - مطلب سوم شروع محبت از خدا
است به قول حكما:«و من احبّ شيئا احبّ اثاره»:(هركس چيزى را دوست داشت آثارش را نيز دوست دارد.)
نتيجه اينكه در تمام مراتب هستى هر موجودى كه در جهان ظهورى كرد و در راه كمال خود به حركت درآمد،از آن جهت كه اثرى از ذات بىپايان خداوند است،به تبع محبوب بودن ذات حق براى خودش،آن موجود نيز محبوب حق تعالى و به جذبۀ ذات حق بسوى كمال مطلق رهسپار است و همۀ موجودات به جانب او در سير و حركتند؛چنانچه امام زين العابدين عليه السّلام مىفرمايند:
«ابتدع بقدرته الخلق ابتداعا و اخترعهم على مشيتّه اختراعا ثمّ سلك بهم طريق ارادته و بعثهم فى سبيل محبّته» [١]:(به قدرت خود آفريدگان را از نيستى به هستى آورد و به خواست خويش آنها را از عدم ايجاد فرمود آنگاه آنها را در راهى كه خواست خود بود،رهرو قرار داد و در طريق محبت خويش برانگيخت.)
دعوت حق تعالى
بنا بر آنچه گذشت بايد گفت:همچنان كه برخى از موجودات كه رو به كمال خود در سيرند و شعور و اراده ندارند و يا اگر شعور و اراده دارند شعورشان در اين سير و حركت قهرى دخالت ندارد و به طور طبيعى سير مىكنند،و جذبۀ محبت و دعوت الهى آنها را به خود مىكشاند،همچنين بندگانى كه با اراده و اختيار به جانب قرب حق گرائيده و سوختۀ محبت او هستند و با اختيار راه قرب به حق را طى مىكنند؛ همه حركتشان برانگيخته از دعوت حق تعالى است.
لطف حق بود كه به ما عقل داد و به دنبالش انبياء و اولياء را فرستاد و راه قرب به خود را در عالم اختيار بوسيله فرستادگان و كتابهاى آسمانى در پيش پايمان گذاشت
[١].صحيفه سجاديه،آغاز دعاى اوّل.