شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٣٥ - قهر بر پايه مهر،و غضب بر اساس رحمت
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد اى عجب من عاشق اين هر دو ضد و اگر گفته شود:زهرى كه دوست به كاممان بريزد از ترياك و از شربت غير،بهتر و زخمى كه معشوق حقيقى بزند از مرهم ديگرى سزاوارتر است باز كلامى بىجا نگفتهايم چنانچه حافظ مىگويد:
گَرَم تو زخم زنى به كه ديگرى مَرهم گرم تو زهر دهى به كه ديگرى ترياك
خلاصه آنچه از اين دو سه جمله از دعا برمىآيد،اين است كه:هرچند مرا از در خانهات برانى،رو به كوى ديگرى نياورم و از درخواست عاجزانه به جهت شناختى كه از جود و كرم تو دارم،دست برنمىدارم،زيرا كه گرچه در پيش خلق دست سؤال دراز كردن بد و بدتر از آن الحاح و اصرار است اما الحاح و اصرار به درگاه خداوند و در نتيجه بخشايش او را بدست آوردن،پسنديدۀ او است.
دعاى ابو حمزه:
و انت تشاء لما تشاء تعذّب من تشاء بما تشاء كيف تشاء و ترحم من تشاء بما تشاء كيف تشاء لا تسئل عن فعلك و لا تنازع فى ملكك و لا تشارك فى امرك و لا تضادّ فى حكمك و لا يعترض عليك احد فى تدبيرك،
تنها توئى كه هرچه بخواهى انجام مىدهى،هركه را بخواهى به هر عذابى، به هرگونه بخواهى،عذاب مىدهى،و هركه را بخواهى به هر رحمتى و به هرگونهاى بخواهى رحمت مىكنى،در كارت مورد سوال و بازخواست نيستى (كارهايت از روى حكمت است و نقطه ضعفى و نقصى كه سئوال برانگيز باشد ندارى)در ملك و حكمرانى تو كسى را نمىرسد كه با تو سر نزاع داشته باشد و هيچكس را در امر تو شركتى و در حكم تو ضديتى نيست و در تدبير و در ادارۀ امر جهان به هيچكس نمىبرازد كه لب به اعتراض گشايد.»