شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٧٠ - ١-مرگ و احتضار
إِلىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسٰاقُ [١]:«چنين نيست(كه انسان مىپندارد)،هنگامى كه جان به گلوگاهشان رسيد و گفته شد كيست(كه اين بيمار را از مرگ)نجات دهد،(انسان در حال مرگ)به جدايى از دنيا يقين پيدا مىكند و ساق پاها(از سختى جان دادن)به هم مىپيچد،آرى در آن روز مسير همه به سوى(دادگاه)پروردگار خواهد بود.»
وَ جٰاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذٰلِكَ مٰا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ [٢]:«فروپوشى مرگ و شدّت آن، حقيقت را آورد اين همان چيزى است كه از آن مىگريختى.»
«سكرة الموت»يعنى مستى مرگ كه همان شدّت آن است و به معنى غشيه و فروپوشى نيز آمده و حالتى است كه بر عقل و وجود انسان غالب مىشود و مانند مستى هوش را از سر مىبرد. [٣]
راوى مىگويد:قيل للصّادق عليه السّلام:«صف لنا الموت»،قال عليه السّلام:«للمؤمن كالطّيب ريح يشمّه فينعش لطيبه و ينقطع التّعب و الألم كلّه عنه،و للكافر كلسع الأفاعى و لدغ العقارب أو أشدّ.» قيل:«إنّ قوما يقولون إنّه أشدّ من نشر بالمناشير و قرض بالمقاريض و وضخ بالأحجار و تدوير قطب الأرحية على الأحداق.»قال:«كذلك هو على بعض الكافرين و الفاجرين أ لا ترون منهم من يعاين تلك الشّدائد.» [٤]به حضرت صادق عليه السّلام گفته شد:«مرگ را براى ما توصيف كنيد.»فرمودند:«مرگ براى مؤمن مانند بهترين بوى خوشى است كه استشمام مىكند و براى بوى خوشش سر حال مىشود،خستگى و درد تماما از او جدا مىشود.اما مرگ براى كافر،مانند گزيدن افعى و عقربها و يا شديدتر است.»به حضرت عرض شد:«عدهاى مىگويند مرگ شديدتر از بريدن به ارّهها و چيدن با قيچىها و شكستن با سنگها و چرخاندن ميلههاى آسيا در حدقههاى چشم است.» حضرت فرمودند:«بله!مرگ براى بعضى از كافران و فاجران همينطور است.آيا نمىبينيد بعضى از اين افراد اين شدائد را مشاهده مىكنند؟»
[١].قيامت(٧٥)٢٦/ تا ٣٠.
[٢].ق(٥٠)٢٠/.
[٣].المنجد،ماده سكر و قاموس قرآن،ج ٣.
[٤].بحار الانوار،چاپ بيروت،ج ٦،باب سكرة الموت و شدائده،ص ١٥٢،حديث ٦.