شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣١ - ذكر و دعا آرامش دل
دانشمندان را وادار كرده كه درباره حل آن بحثهايى نمودهاند و بعضى از آنها مانند ديل كارنگى و ديگران از نقطه نظر روانشناسى و اخلاق راههايى بيان كرده و سخنانى گفته كه تا اندازهاى هم گفتارشان شايان تقدير است،ولى چنانچه بايد و شايد از عهدهى حل اين مشكل برنيامدهاند و ما هم اكنون در مقام بيان درستى و نادرستى گفتار آنها نيستيم.
ممكن است گفته شود كه حل اشكال فوق برخلاف گفته شما چندان دشوار نيست،هركسى مىتواند خود را سرگرم بهرهبردارى از مزاياى جهان و تماشاى مناظر زيباى طبيعت نموده تا حدى كه به مغز خود فرصت ندهد كه افكار پريشان و خاطرات ناگوار راجع به وضع كنونى يا آينده را به خود راه دهد و هميشه زبان حالش چنين باشد:
بيا تا يك امشب تماشا كنيم چو فردا شود فكر فردا كنيم پوشيده نيست كه خود اين سخن نيز گواه بيچارگى و درماندگى است،معناى اين سخن اين است كه ما در اين دنياى پر از نگرانى مصيبزدگانى هستيم كه داغ جانگدازى چون تيغ فولادين جگر ما را مىخراشد ولى موقتا خود را سرگرم صحبت با دوستان و همسايگان با عاطفهاى كه براى تسلى خاطر ما آمدهاند،نموده و به سخنان نغز و لطيفههاى آنان گوش مىدهيم و موقتا سرشك از ديده نمىباريم ولى هزار افسوس كه در نيمه شب،در آن موقعى كه رفقا خسته شده و هركدام به منزل خود رفته و در خوابگاه خود آرميدهاند غمهايى كه در زواياى دل نهفته،اجازه ورود خواب را به چشم ما نخواهد داد و هر ساعتى به اندازهى ساليان دراز ما را فشار مىدهد.كسى كه مناظر زيباى طبيعت و ساير پديدههاى آن را مايهى تسليت و آرامش خاطر خود مىپندارد در همين هنگام كه اين سخن را مىگويد آيا وضع كنونى جهان را ازهرجهت به دلخواه خود مىبيند و تمام آرزوهاى خود را برآورده