شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٢٨ - سختترين حالات ميّت
صورت مرا با كفن نپوشان تا زن و بچه و بازماندگان،مرا ببينند،زيرا اين آخرين ديدار است،من امروز از آنها جدا مىشوم و تا قيامت مرا نمىبينند.چون ميّت را براى بردن به قبرستان از خانه خارج كنند،فرياد زند:اى جماعت!در بردن من عجله نكنيد تا با خانه و اهلوعيال خود وداع كنم.سپس فرياد مىكند و مىگويد:من زن خود را تنها و بدون شوهر گذاشتم،اذيتش نكنيد،اولاد من يتيم شدند به آنها ظلم و ستم روا مداريد،زيرا من امروز از خانه خود خارج شدم و ديگر به آنجا برنمىگردم.
بعد از آنكه جنازه را به سوى قبرستان حمل كردند،مىگويد:شما را به خدا قسم،عجله نكنيد تا صداى اهلوعيال خود را كه گريه مىكنند بشنوم،زيرا من از آنها جدا مىشوم و ديگر تا قيامت صداى آنها را نمىشنوم.
چون جنازه را كنار قبر به زمين گذاشتند،فرياد زند و گويد:اى دوستان و برادران! اى اهلوعيال و اى بازماندگان!و اى همسايگان من!دنيا شما را فريب ندهد مثل اينكه مرا فريب داد،زمانه با شما بازى نكند،همانطور كه با من بازى كرد.از من عبرت بگيريد،زيرا مالى جمع كردم و همه را براى ورثه گذاشتم بدون آنكه خود از آن استفاده كنم درحالىكه خداوند حساب آن را مىرسد و در دادگاه عدل الهى مجرم شناخته مىشوم،و اموال و اولاد گناهان مرا به دوش نمىگيرند.
موقعى كه بر ميت نماز خوانده مىشود و عدهاى از دوستان و اهلوعيال او بر مىگردند،مىگويد:اى دوستان و برادران!مىدانستم كه ميّت در دل دوستان،از زمهرير(سرماى شديد)سردتر مىشود.اما نمىدانستم به اين زودى يادش از دل آنها بيرون مىرود و نسبت به او سرد مىشوند.
بعد از آنكه ميت را داخل قبر نهادند با فرياد بلند مىگويد:اى وارثان!مال و منال زياد جمع كردم و همه را براى شما گذاشتم.من با دست خالى و بدون اينكه چيزى از آن را براى خود حمل كنم،از ميان شما رفتم.مرا فراموش نكنيد و از اين