شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٥ - چگونه اقرار به جهل،رسوخ در علم است؟
راسخين در علم و استواران در دانش،كسانى هستند كه اقرار و اعتراف به آنچه پوشيده و در پرده است و تفسير آن را نمىدانند،بىنيازشان كرده از داخل شدن در آنچه از آنها پنهان است و تفسيرش براى آنان روشن نيست پس خداوند تعالى اقرار و اعتراف اينان را به عجز و ناتوانى از رسيدن به آنچه كه از نظر علم و دانش به آنها احاطه ندارند،مدح كرده و آنها را راسخين و استواران در علم و دانش ناميده،و اين فرو نرفتن در امورى را كه بحث و تعمق در آنها به آنان امر نشده،بلكه از آن نهى شدهاند،رسوخ در علم قلمداد نموده است.)
چگونه اقرار به جهل،رسوخ در علم است؟
ممكن است از مطلب گذشته سوالى پيش آيد كه چگونه تصور مىشود اين اقرار به جهل و محدوديت در علم از رسوخ و استوارى در علم نشأت گرفته باشد كه به قول شاعر:
تا بدانجا رسيد دانش من تا بدانم همى كه نادانم جواب سوال چنين است:هر جهلى گرچه عيب و نقص است ولى بعضى از جهلها،عيبهايشان كمتر است و آن جهلى است كه توام با اقرار به آن جهل باشد كه خود يك نوع دانش است،به اصطلاح جهل بسيط است يعنى اگرچه انسان نمىداند؛ولى مىداند كه نمىداند،كه گفتهاند:
آنكس كه نداند و بداند كه نداند لنگان خرك خويش به مقصد برساند [١]در مقابل آن،جهل مركب است.يعنى با اينكه نمىداند،متأسفانه نمىداند كه نمىداند و گفتهاند:
انحراف است مىگويند ما به محكم و متشابه قرآن ايمان داريم،همه از جانب پروردگار ماست»اينان اعتراف دارند كه متشابهات قرآن را نمىدانند و درعينحال به آن ايمان و اعتقاد دارند و اين را خداوند از آنها رسوخ و پايدارى در علم و دانش مىداند.
[١].به عبارت ديگر:«اسب شرف از گنبد دوّار براند»