شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٨٣ - دعاى ابو حمزه ثمالى
بحاجتى و جعلت بك استغاثتى و بدعائك توسّلى من غير و با حاجت خود رو به درگاه تو آوردم و استغاثهام را به درگاه تو قرار دادم و دعاى تو را دستآويز خود كردم بىآنكه من استحقاق لاستماعك منّى و لا استيجاب لعفوك عنّى بل لثقتى استحقاق داشته باشم كه تو از من بشنوى و نه مستوجب آنم كه از من بگذرى بلكه بدان اعتمادى كه من بكرمك و سكونى الى صدق وعدك و لجأى الى الايمان به كرم تو دارم و آن اطمينانى كه به درستى وعدهات دارم و به خاطر پناهندگيم به ايمان بتوحيدك و يقينى بمعرفتك منّى ان لا ربّ[لى]غيرك و لا اله الاّ و اعتقادى كه بر يگانگى تو دارم و يقينى كه به معرفت و شناسايى تو دارم،مىدانم پروردگارى غير انت وحدك لا شريك لك.اللّهمّ انت القائل و قولك حقّ و وعدك تو نيست و معبودى جز تو وجود ندارد يگانهاى كه شريكى برايت نيست خدايا تو فرمودى و گفتارت حق و وعدهات صدق:«و اسئلوا اللّه من فضله ان اللّه كان بكم رحيما»و ليس من راست است(كه فرمودى):«درخواست كنيد خدا را از فضلش كه براستى او به شما مهربان است»و رسم تو چنان نيست صفاتك يا سيّدى ان تامر بالسّؤال و تمنع العطيّة و انت المنّان اى آقاى من كه دستور سؤال بدهى ولى از عطا و بخشش دريغ نموده و خوددارى كنى و تويى بخشايندۀ بالعطيّات على اهل مملكتك و العائد عليهم بتحنّن رافتك الهى عطايا بر اهل كشورت و متوجه به آنهائى به مهربانى و رأفتت.خدايا ربّيتنى فى نعمك و احسانك صغيرا و نوّهت باسمى كبيرا فيامن مرا در خردسالى در نعمتها و احسان خويش پروراندى و در بزرگى نامم را بر سر زبانها بلند كردى.پس اى كه ربّانى فى الدّنيا باحسانه و تفضّله و نعمه و اشار لى فى الآخرة در دنيا مرا به احسان و فضل و نعمتهاى خود پروراندى و براى آخرتم الى عفوه و كرمه معرفتى يا مولاى دليلى عليك و حبّى لك شفيعى به عفو و كرم اشاره كردى.اى مولاى من!شناختم از تو راهنماى من بسوى توست و محبّتى كه به تو دارم شفيع من است