شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٨٢ - دعاى ابو حمزه ثمالى
غيره و لو رجوت غيره لا خلف رجائى و الحمد للّه الّذى وكلنى اميد ندارم و اگر به غير او اميدى داشتم نااميدم مىكرد و ستايش خدايى را كه مرا به حضرت خود اليه فاكرمنى و لم يكلنى الى النّاس فيهينونى و الحمد للّه الّذى واگذار كرده و ازاينرو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خوار كنند.ستايش خدايى را كه تحبّب الىّ و هو غنىّ عنّى و الحمد للّه الّذى يحلم عنّى حتّى كانّى با من دوستى كند درصورتىكه از من بىنياز است و ستايش خدايى را كه نسبت به من بردبارى كند تا به جايى كه لا ذنب لى فربّى احمد شىء عندى و احقّ بحمدى.اللّهمّ انّى اجد گويا گناهى ندارم پس پروردگار من ستودهترين چيز نزد من است و به ستايش من سزاوارتر است.خدايا من همه راههاى سبل المطالب اليك مشرعة و مناهل الرّجاء اليك مترعة مقاصد را به سوى تو باز مىبينم و چشمههاى اميد را بسويت سرشار مىيابم و الاستعانة بفضلك لمن امّلك مباحة و ابواب الدّعاء اليك و يارى جستن به فضل تو براى آرزومندانت مباح و بىمانع است و درهاى دعا بسوى تو براى للصّارخين مفتوحة و اعلم انّك للرّاجى بموضع اجابة و للملهوفين فريادكنندگان باز است و به خوبى مىدانم كه تو براى اجابت شخص اميدوار،آمادهاى و براى فريادرسى اندوهگينان بمرصد اغاثة و انّ فى اللّهف الى جودك و الرّضا بقضائك عوضا مهياى فريادرسى هستى و براستى مىدانم كه در پناهندگى به جود و كرمت و خوشنودى به قضا و قدرت عوضى است من منع الباخلين و مندوحة عمّا فى ايدى المستاثرين و انّ از جلوگيرى كردن بخيلان و گشايشى است از احتياج بدانچه در دست دنياطلبان است و براستى الرّاحل اليك قريب المسافة و انّك لا تحتجب عن خلقك الاّ ان كوچكننده به درگاهت راهش نزديك است و مسلّما تو از خلق خود در حجاب نشوى مگر آنكه تحجبهم الاعمال دونك و قد قصدت اليك بطلبتى و توجّهت اليك كردارشان ميان آنها و تو حاجب شود و من با مطلبى كه دارم قصد تو را كرده