شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٨ - مكر و تدبير خداوند
كه خودبهخود،مطيع دستوراتت باشم و انسان پذيرا باشم و متمرّد و خيرهسر نباشم،تا براى تربيت كردنم لازم باشد مرا حتما عقاب كنى.
عقاب نكردن لازمۀ توفيق و عنايت پروردگار،براى انجام دستورات است كه وقتى حضرت مىگويد:خدايا!مرا عقاب و مجازات نكن،ذكر لازم كرده و اراده ملزوم نموده است،يعنى به من توفيق عنايت فرما كه دستوراتت را انجام دهم.
مكر و تدبير خداوند
«و لا تمكر بى حيلتك»
در جمله دوّم دعاى ابو حمزه مىفرمايد:«در حيله و چارهانديشىهايت به من مكر مكن.» «حيلتك»مصدر مضاف است و افادۀ عموم مىكند.يعنى در ضمن حيلههايت به من مكر مكن.
مكر،حيله،خدعه و كيد،معانى نزديك بههم دارند كه در فارسى همان نقشه كشيدن،چارهانديشى،توطئه كردن و حيله نمودن را مىگويند.
در قرآن كريم،مكر به خداوند نيز نسبت داده شده است.مىفرمايد: وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنٰا مَكْراً وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ [١]و نيز مىفرمايد: وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَيْرُ الْمٰاكِرِينَ [٢]و در واژۀ خدعه آمده است: إِنَّ الْمُنٰافِقِينَ يُخٰادِعُونَ اللّٰهَ وَ هُوَ خٰادِعُهُمْ [٣]و در واژۀ كيد مىفرمايد: إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً [٤]
بسيارى از مفسرين چون خدعه و نيرنگ را از صفات زشت و قبيح دانستهاند و از طرفى ديدهاند خداوند از هر كار قبيحى و از هر عيبى منزه است،لذا مكر خدا را چنين معنى مىكنند كه:«خداوند مكر را كيفر مىدهد و چون كيفر مكر در مقابل مكر است،لذا تحت نام مكر آمده است»و اين را در فنّ بديع«مشاكله»مىنامند به
[١].نمل(٢٧)٥٠/.
[٢].آل عمران(٣)٥٤/.
[٣].نساء(٤)١٤٢/.
[٤].طارق(٨٦)١٥/ و ١٦.