شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٥ - ادب در لغت و اصطلاح
بندگان خدا را هدايت و راهنمائى كند.)
بنابراين،ادب كردن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى او را ساختن و آماده نمودن براى مقام رسالت و نبوّت.خداوند پيامبرش را ساخت و تربيت كرد و آنگاه كه پيامبر به حد كمال ادب رسيد و شايستگى كامل پيدا كرد،امر امت را به آن حضرت واگذار نمود.
حضرت امير عليه السّلام در خطبه قاصعه مىفرمايد:«و لقد قرن اللّه به صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره...» [١]:
(خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان را-روح القدس كه از جبرئيل و ميكائيل بزرگتر است-از وقتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از شير گرفته شده بود،همنشين آن حضرت قرار داد تا او را در شب و روز به راه بزرگوارىها و اخلاق نيكوى جهان سير و حركت دهد.)
خداوند از آغاز تولد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم،آن حضرت را زير نظر عنايت خود داشت و او را با الطاف ويژهاش براى مقام نبوّت به كمال ادب رسانيد.
ادب در لغت و اصطلاح
علماى لغت مىگويند:«الادب اجتماع خصال الخير»:(ادب عبارت است از جمع شدن صفتها و خصلتهاى نيكو.)
بعضى از اهل لغت مىگويند:ادب يعنى نگه داشتن و رعايت حد و اندازه چيزى.
اين صفت خوب كه از آن به ادب تعبير مىكنيم گاهى فردى است يعنى در شخصى آن را مىيابيم و گاهى در يك كار است،اگر يك كارى به هيئت خوب و طرز جالب و پسنديدهاى انجام پذيرد،خود آن كار،ادب است و اگر به وضع بدى انجام پذيرد،حتى اگر كار در اصل خوب هم باشد،ولى انسان آن را به شكل بدى انجام دهد،آن بىادبى است.
[١].نهج البلاغه فيض الاسلام،خطبه قاصعه(٢٣٤).