شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٨١ - نكته اول لطف خدا،دعوت بندگان
در اين قسمت از دعا چند نكته جلب نظر مىكند:
نكته اول:لطف خدا،دعوت بندگان.
چنانچه قبلا اشاره شد،اقتضاى لطف خداوندى اين بوده كه بندگان را به وسيله انبياء و اولياء،بسوى خود بخواند كه با انواع عبادات و طاعات بسوى او گام بردارند و به انس و قرب او بهرهمند شوند و به صورت دعا حاجت خود را از خدا خواسته و راز دل خود را با او در ميان گذارند چنانچه از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده است كه:«الدّعاء مخّ العبادة» [١]:(دعا مغز بندگى است.)يعنى ريشه و اساس بندگى دعا است.
شرايط دعا
شخصى كه در مقام دعا برمىآيد،اولا خودش احساس نيازمندى و فقر مىكند.
ثانيا:چون مىبيند كه همه چيز و همهكس مثل خودش محتاجند از همگان دل مىكند و به مقام«انقطاع الى اللّه»مىرسد.
ثالثا:توجه به خدائى دارد كه غنى و بىنياز است و به بندگانش لطف دارد يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ إِلَى اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ :«اى مردم(در عالم هستى)شما(و همه موجودات)فقير و نيازمنديد و تنها خداوند،(نه شما و نه موجودات ديگر) غنى و بىنياز و ستايش شده است.»
همچنين بنده توجه دارد به قرب و نزديكى خداوند به بندهاش كه مىفرمايد: وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ :«هنگامى كه بندگان من از تو درباره من مىپرسند(كه من دورم كه مرا صدا بزنند يا نزديكم كه با من رازگوئى و نجوى كنند»من نزديكم(همنشين و جليس كسى هستم كه به ياد من باشد)و هركه مرا بخواند اجابت مىكنم.»
[١].بحار الانوار،ج ٣٠٠،ص ٩٣.