شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٨٢ - نكته اول لطف خدا،دعوت بندگان
دعا از اسباب معنوى
رابعا:بنده مىداند فقط و فقط از ناحيه خداوند بايد نيازمنديها برآورده شود زيرا همۀ اسباب جهان در اينكه اثربخش باشند و تاثير كنند،چنانچه از آيات قرآن استفاده مىشود،نياز به اذن(تكوينى)خداوند يعنى اراده و مشيت او دارند،و عبادات جلوۀ روح بندگى است در عين اينكه روح دعا نيز هست و اين فضولى در كار خداوند نيست كه كسى گمان كند چون همه چيز به قضا و قدر الهى است،پس اينكه از خدا بخواهيم فلان چيز را بمن بده و يا فلان بلا را از من بگردان،معنايش اين باشد كه من به آنچه تقدير كردهاى و قضاى ازلى تو بر آن قرار گرفته،راضى نيستم!نه چنين است بلكه از آنجائي كه جهان،جهان اسباب و مسببات است خداوند براى هر چيزى سببى قرار داده است و يكى از اسباب معنوى،دعاست.
همانطور كه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد:«ابى اللّه ان يجرى الاشياء الاّ بالاسباب» [١]:
(خداوند ابا دارد مگر اينكه امور را از راه اسبابش به اجرا بگذارد.)
با در نظر گرفتن اينكه اسباب عالم منحصر به اسباب مادى نيست،بلكه اسباب معنوى از قبيل صدقه،عبادت و از جمله دعا نيز جزء اسباب معنوى است و قضا و قدر الهى بر همين جريان عالم تعلق گرفته است؛بنابراين دعا كردن نه برخلاف توكّل و قضا و قدر است و نه فضولى و دخالت در كار خدا،بلكه در مسير رضا و تسليم و تغييردهندۀ قضا و قدر الهى است.چنانچه ميسّر ابن عبد العزيز از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند حضرت فرمود:«ادع و لا تقل انّ الامر قد فرغ منه،انّ عند اللّه منزلة لا تنال الاّ بمسألة» [٢]:(دعا كن و نگو كه امر عالم(در عالم قضا و قدر)از آن فراغت حاصل شده است و ديگر كار تمام شده است؛زيرا در نزد خداوند منزلتى است كه به آن دست يافته نمىشود مگر با درخواست.)
[١].بحار الانوار،ج ٩٠،ص ٢.
[٢].اصول كافى،ج ٢،حديث ٣،باب فضل الدعاء.