شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٤ - ذكر و دعا آرامش دل
اينها را بسيار ستوده بلكه از برجستهترين صفات اهل ايمان به شمار آوردهاند،از آن طرف در بعضى مقالاتى كه اخيرا از طرفداران مكتب ماترياليسم ديالكتيك يا غير آنها منتشر مىشود،چنين ديده مىشود كه اينگونه صفات را در جرگهى زشتترين خوىها به حساب آورده،و آنها را از تراوشات روح ارتجاع و مايهى عقبافتادگى پنداشتهاند،ما پاسخ اينگونه انتشارات را به موقع ديگر واگذاشته و فعلا تنها جملهاى را گوشزد مىكنيم كه سررشتهى مطلب را به دست خوانندگان مىدهد كه خودبهخود به حقيقت مطلب آگاه شوند.
چنانچه در بالا اشاره شد:اين جهان كه ما در آن زيست مىكنيم جهان اسباب و مسببات است،و در آن به هيچ هدف و منظورى بدون تهيه اسباب آن نمىتوان رسيد،ما كه مىگوييم مرد با ايمان به ياد خدا دلش آرام مىگيرد،نمىخواهيم بگوييم:مؤمن به خدا مثلا مىخواهد غذا نخورده،سير شود يا كار نكرده و زحمت نكشيده،فقط به ياد خدا ثروت به دست آورده يا درس نخوانده،دانشمند شود،يا جنگ نرفته و با دشمن نبرد نكرده،شر دشمن از سر او رفع شود،و نيز نمىخواهيم بگوييم:مؤمن به ياد خدا زندگى او به هر وضع نكبتبارى هم كه باشد به همان وضع اكتفا كرده و درصدد رفع نواقص زندگى خود برنيايد.
چنانچه در بالا اشاره كرديم،ما مىگوييم انسان باايمان در عين اينكه همدوش ديگران در زندگى پيش مىرود،و براى تأمين حوائج زندگى در تهيهى اسباب مىكوشد،با اين حال در همهى حالات و در مقابل هر پيشآمد ناگوار و محروميتى به ياد خدا دلخوش و به تكيهگاهى چون او دلگرم است،و اين دلخوشى و دلگرمى در هر مورد به نامى خوانده مىشود،مانند تسليم،رضا،صبر و توكل يا غير اينها،و چون بيان هريك از اينها احتياج به توضيح بيشترى دارد ما اكنون سخن را كوتاه كرده خوانندگان را به خدا مىسپاريم.