شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٣ - ذكر و دعا آرامش دل
اين آيه،آرامش دل و آسايش خاطر نصيب مرد ديندارى است كه به آفريدگار جهان گرويده و به خداوندىاش تن در داده است.
انسان ديندار در عين اينكه همدوش ديگران در زندگى پيش مىرود و از آنجايى كه اين جهان،جهان اسباب و مسببات است و به هيچ هدف و منظورى بدون تهيه اسباب آن نمىتوان رسيد،انسان نيز براى تأمين حوائج زندگى دنبال فراهم كردن اسباب مىرود،و ليكن در همه حالات و در مقابل هر پيشآمد ناگوارى و در موقع هر محروميتى به ياد خدا دلخوش كرده و به تكيهگاهى چون او دلگرم است.
روح خوشبينى به وضع كنونى جهان هستى و آيندهى آن را،شخص ديندار از روى يك منطق اساسى خللناپذيرى در خود دميده است و آن منطق اين است كه مرا آفريدگارى است بىنياز كه نه تنها من،بلكه همه موجودات جهان هستى ريزهخواران نعمت او هستند،آفريننده من از من بلكه از ايجاد دستگاه آفرينش هيچگونه استفادهاى براى خود در نظر نداشته،همانا ذات بىنيازش كه منبع جود و بخشش است از روى دانش بىپايانش خير مرا خواسته،عطا و منع او همه از روى حكمت،و لا بد هرچه بخشيد به جا و هرچه پس گرفت به جاست.زبان حال فرد ديندار اين است: «قُلْ لَنْ يُصِيبَنٰا إِلاّٰ مٰا كَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا هُوَ مَوْلاٰنٰا وَ عَلَى اللّٰهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ [١]، بگو به ما نخواهد رسيد مگر آنچه خدا براى ما ثبت فرموده است،او يار و مددكار ماست و تنها بر او شايسته است كه مؤمنين تكيه كنند».
دربارهى آرامش دل به واسطهى ايمان سخن بسيار مىتوان گفت و نوشت،و ليكن چون در اين مقاله مجال بيشترى نيست،ما سخن خود را با ذكر يك نكته خاتمه مىدهيم و آن نكته اين است كه دانشمندان علم اخلاق در كتابهاى اخلاقى خود نظما و نثرا صفات اخلاقى مانند صبر و توكل و رضاى به تقدير و تسليم و غير
[١].توبه(٩)،٦٢.