شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦٨ - ٢-خدعه و فريب نفس
چرا گريه نكنم؟مىگريم به حال جان دادنم،مىگريم بر تاريكى قبرم، مىگريم بر تنگى لحدم،مىگريم براى سؤال دو فرشتۀ نكير و منكر از من، مىگريم به حال خارج شدنم از خانۀ قبرم،عريان و ذليل درحالىكه بار سنگينم را به دوش مىكشم»
حضرت مىفرمايد:جاى گريه دارد.چرا گريه نكنم براى آن موقع حساسى كه در حال جان دادن هستم و چهبسا انسان به تلخى جان كندن مبتلا مىشود و راحت جان نمىدهد.گريه مىكنم براى هنگام خارج شدن از قبر كه نفخ صور مىشود و مردم فوجفوج براى رسيدگى به اعمال در محضر عدل الهى حاضر مىشوند و بسيارى از آنها نگران و ناراحتند.براى تنگى لحد و حفرۀ قبرم گريانم و براى سؤال و جواب سخت نكير و منكر مىگريم.براى وقتى گريه مىكنم كه با بارى سنگين از گناه عريان و تنها با يك كفن ذليلانه در صحراى محشر حاضر مىشوم و دستم از همه جا كوتاه است و هيچ امكاناتى ندارم.
چند مطلب مهم در اين فراز از دعا وجود دارد كه به طور خلاصه در بخشهاى بعدى به توضيح آنها مىپردازيم:
١-سختى لحظات مرگ و احتضار.
٢-تنگى و فشار قبر.
٣-پرسش نكير و منكر.
٤-نفخه صور و خروج از خانۀ قبر با بار سنگين گناه.