شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٤ - رسوخ و استوارى در علم
و ائمة الهدى اثره،فكلّ علمه الى اللّه سبحانه فانّ ذلك منتهى حقّ اللّه عليك» [١]:(اى سوال كننده-كه خواستى خدا را از روى انديشه ناقصت وصف كنى-به دقّت بنگر هر صفتى از صفات خدا را،تا آنجا كه قرآن به تو ياد داده پيروى نما و به نور هدايت قرآن،روشنائى را بدست آور.اما آن صفتى را كه شيطان به آموختن آن تو را واداشته و در قرآن،دانستن آن بر تو واجب نشده و در طريقه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه هدى عليهم السّلام،از آن اثرى نيست تمامى علم و دانش آن به خداوند سبحان مربوط است به راستى كه نهايت حقّ خداوندى بر تو،همين است.)
چنانچه ملاحظه مىشود اين توقف كردن و وارد نشدن در فهم بعضى صفات خداوند و عهدهدار نشدن نسبت به اينگونه مطالب را امير المؤمنين عليه السّلام نهايت حق خداوند سبحان قلمداد فرموده است.
امام حسين عليه السّلام در دعاى عرفه مىفرمايد:«الهى انا الجاهل فى علمى فكيف لا اكون جهولا فى جهلى»:(خداوندا،من در حال دانائىام باز نادانم،چه رسد به وقت نادانىام.»
رسوخ و استوارى در علم
براى اينكه اين گمان پيش نيايد كه اقرار به جهل كه به عنوان يكى از حقوق الهى بر عهده بنده است به معناى قناعت كردن به كمى از علم و دانش است و در حقيقت انسان در سير تكاملى خود در علم و عمل در نيمۀ راه،واقف شده و مراحل عملى ممكن را طى نكند.امير المؤمنين عليه السّلام در جواب اين توهم مىفرمايد:
«و اعلم أنّ الرّاسخين فى العلم هم الّذين أغناهم عن اقتحام السدد المضروبة دون الغيوب، الاقرار بجملة ما جهلوا تفسيره من الغيب المحجوب،فمدح اللّه اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم يحيطوا به علما،و سمّى تركهم التّعمق فيما لم يكلّفهم البحث عن كنهه رسوخا [٢]»:(و بدان كه
[١].نهج البلاغه،خطبه ٩٠.
[٢].اشاره است به آيه هفتم سوره آل عمران كه مىفرمايد:«راسخون در علم در مقابل كسانى كه در قلبشان انحراف است مىگويند ما به محكم و متشابه قرآن ايمان داريم،همه از جانب پروردگار ماست»اينان اعتراف دارند كه متشابهات قرآن را نمىدانند و درعينحال به آن ايمان و اعتقاد دارند و اين را خداوند از آنها رسوخ و پايدارى در علم و دانش مىداند.