شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٧ - مرورى بر دعاى ابو حمزه ثمالى
مىرود و پس از اين حركت از شركها،حتى شرك خفى جدا شده و خداوند را نه با آثار كه با خودش شناخته است.در اين مرحله باز عذرها و خواستهها در كنار هم مىنشينند تا هركس به فراخور حال خود از خرمن آن خوشهچينى نمايد» [١].
«إلهى لا تؤدّبنى بعقوبتك و لا تمكر بى فى حيلتك من أين لى الخير يا ربّ و لا يوجد إلاّ من عندك...
بار الها!مرا به كيفر خويش ادب مفرماى و با ترفندت مرا به حيله خويش فرو ميانداز! پروردگارا!از كجايم نيكى رسد و حال آنكه جز به نزد تو نيكى يافت نشود!...»
«بك عرفتك و أنت دللتنى عليك و دعوتنى إليك و لو لا أنت لم أدر ما أنت الحمد للّه الّذى أدعوه فيجيبنى و إن كنت بطيئا حين يدعونى...
تو را به تو شناختم و تو مرا به خويش رهنمودى و به سوى خود فراخواندى و اگر تو نبودى ندانستم كه كيستى!سپاس خدايى را كه وى را مىخوانم و مرا اجابت مىكند هرچند كه چون مرا فراخواند كندى و رزم...»
«فربّى أحمد شىء عندى و أحقّ بحمدى اللّهمّ إنّى أجد سبل المطالب إليك مشرعة...
پروردگار من به نزد من ستودهترين و سزاوارترين است به ستايش من!بار خدايا همانا راههاى مقصود را به سويت هموار مىيابم...»
«بدعائك توسّلى من غير استحقاق لاستماعك منّى و لا استيجاب لعفوك عنّى بل لثقتى بكرمك و سكونى إلى صدق وعدك و لجائى إلى الإيمان بتوحيدك...
به دعاى تو توسل مىجويم بىآنكه سزاوار باشم كه دعاى چون منى را بشنوى و نه شايسته آن باشم كه از چون منى درگذرى بلكه از آن روى كه به كرمت اطمينان دارم و به راستوعدگيت اطمينان خاطر دارم و به توحيد تو گراييده و ايمان آوردهام...»
«أللّهمّ اشغلنا بذكرك و أعذنا من سخطك و أجرنا من عذابك...
[١].صفائى حائرى،بشنو از نى.