شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٩٩ - معناى خوف و رجاء
معناى خوف
خوف و ترس به اصطلاح علما از معانى وجدانيه است كه هركسى از حال وجدان خود گاهوبيگاه با شرايطى آن را مىيابد كه مىتوانيم اين معناى وجدانى يعنى ترس را اينطور بيان كنيم:
ترس و خوف يك نگرانى روحى است كه انسان آن را در خود مىيابد و اين حالت وقتى است كه انسان پيشبينى پيشامد امر نامطلوب و رنجآورى را مىكند و بعضى از نشانههاى آن امر نامطلوب،وقوع آن را تائيد مىكند.مثلا به ما اطلاع داده شده است كه در فلان نقطه از مملكت طوفان و سيلاب،ضررهاى مالى و تلفات جانى فراوانى به بار آورده و خود ما در محل خودمان مثلا ابرهاى تيره و بادهاى نسبتا شديدى را مىيابيم،در نتيجه با اين امارات و علامات اين فكر و دلهره در ما ايجاد مىشود كه در محل ما هم ممكن است اينگونه خطرات پيش آيد كه اين نوع فكر و دلهره،خوف است؛چنانچه مرحوم نراقى صاحب جامع السعادت مىفرمايد:
«الخوف هو تألّم القلب و احتراقه بسبب توقّع مكروه فى الاستقبال مشكوك الوقوع» [١]:
(ترس،ناراحتى و سوزش دل است در اثر امر مشكوك الوقوع و نامطلوبى،در آينده.)
معناى رجاء
بدين مناسبت بايد رجاء و اميدوارى را نيز كه مقابل خوف است اينطور معنا كنيم كه:رجاء حالت راحتى قلبى و امرى وجدانى است.به قول مرحوم نراقى «ارتياح القلب لانتظار المحبوب» [٢]:(رجاء و اميد،راحتى قلب و سرور دل است به جهت انتظار امر مطلوب.)
[١].جامع السعادات،ج ٢٠٩،ص ١،چاپ نجف اشرف.
[٢].جامع السعادات،ج ٢٤٤،ص ١.