شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣ - مرورى بر دعاى ابو حمزه ثمالى
هنگامى كه رسالت ما از مرز خودمان گذشت و وسعت«هدى للنّاس»گرفت و هنگامى كه از حد ماديات و حتى تكامل،عميقتر شد و خواستيم كه انسان پس از تكامل به هدف عالىتر هدايت و رشد،دست يابد و هنگامى كه همراه بيّنات و كتاب و ميزان،روش زمينهسازى انتخاب و قيام افراد را داشته باشد،در اين هنگام، اين رسالت با آن وسعت و عمق و روش،بنياد ويژهاى مىخواهد كه بينشهاى تاريخى،طبقاتى،...و حتى انسانى نمىتوانند عظمت آن را تحمل كنند و عبوديت است كه اين رسالت بر پايه آن استوار مىشود:«أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله».
عبوديت حقيقتى است كه ربوبيت را در خود دارد:«العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة» [١]و اين است كه براى اينگونه سازندگى و ساماندهى،ناچار درگيرىها و بحرانهاى بيشترى خواهد بود كه قلههاى بلندتر،آمادگىهاى بيشتر و نيازهاى زيادتر دارد، مگر آنكه به سطح نازلى قانع باشيم كه در اين صورت ديگر احتياجى به اين همه نماز و روزه و حج و جهاد و...نداريم و مذهب اهرمى است كه با آن خلق را راه مىانداختند و پايههاى طاغوت را مىشكستند نه پايهاى كه بر آن چيزى بسازند.
اين عبوديت چيزى جز عبادت است؛عبوديت يعنى اينكه محركها و حركتهاى انسان كنترلشده باشد،محركى جز اللّه نباشد و حركتى كه مهمترين و ضرورىترين كار در هر لحظه است و چنين عبوديتى،به دو سرچشمه سرشار قرآن و دعا نياز دارد.اين دو سرچشمه براى آنهايى معنى دارد كه تشنه هستند و عطش راه آنها را سوزانده است.براى كسانى كه به نيازهاى عظيم در هنگام درگيرى نرسيدهاند،چنين عوامل ثباتى هم نياز نيست و حتى از آن چيزى نمىفهمند.
سينههايى كه تمام رنج هستى را،تمام دردهاى انسان و تمام ظلمهاى جامعه را شاهد بودهاند و همراه هر قطره خون كه از رگهاى مظلومان به زمين ريخته و همراه
[١].امام صادق عليه السّلام،مصباح الشريعة.