شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٩ - اصل الاصول و حقيقة الحقايق
ورود در اين بحث را نمىدهم و اجمالا خداوند همه علوم را در اختيار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نگذاشته و به اصطلاح بعضى چيزها علمش مختص به ذات ربوبى است و علمش را براى خودش برگزيده كه به آن مستأثرات بعلمه مىگويد.
درهرصورت همچنان كه تمام دستگاه هستى به عنايت حق پابرجا است و اگر لحظهاى عنايت او سلب شود تمام جهان هيچ در هيچ است و به قول مرحوم فيض:
به اندك التفاتى زنده دارد آفرينش را اگر نازى كند درهم فرو ريزند قالبها همچنين علمى كه از افاضه حق حاصل شده قابل اين است كه به سلب عنايت او سلب شود،چنانچه در سوره اسراء مىفرمايد: وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ [١]:«اگر بخواهيم آنچه را به تو وحى كرديم،از تو مىگيريم.»
نتيجه بحث
از آنچه تاكنون در اين مقاله ذكر شد كه،اقرار به جهل از رسوخ و استوارى در علم نشأت مىگيرد،نتيجه مىگيريم:
اولا:مقتضاى بندگى اين است كه احيانا اگر از ناحيه شرع و دين و خلاصه از ناحيه قرآن و پيشوايان دين،مطالبى به ما القاء شد كه فهم قاصر ما از درك آن عاجز باشد،حمل به قصور درك خود كنيم و به جان و دل بپذيريم.البته اشتباه نشود، نمىخواهيم بگوئيم كه عقل را بايد از سمت خود عزل كرده و خط بطلان بر تمام مطالب عقلى و استدلالات آن بكشيم،بلكه همچنان كه در آغاز اين مقاله متذكر شديم،جهان هستى كه از وجود بىنهايت حق،سرچشمه گرفته،وسيعتر از آن است كه فكر و عقل ناقص ما به آن احاطه كند و بايد باور داشته باشيم كه اندكى از علم به ما رسيده است چنانچه در قرآن در سوره اسراء مىخوانيم:
[١].اسراء(١٧)٨٦/.