شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٤٦ - پناه به خدا از نفس
سعدى
خدا را ندانست و طاعت نكرد كه بر بخت و روزى قناعت نكرد
قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حريص جهانگرد را
سكونى به دست آور اى بىثبات كه بر سنگ گردان نرويد نبات
***
مَبَر طاعتِ نفسِ شهوتپرست كه هر ساعتش قبله ديگر است
قناعت سرافرازد،اى مرد هوش سرِ پر طمع بر نيايد ز دوش [١]
دعاى ابو حمزه:
«و بطن لا يشبع،
و شكمى كه سير نشود.»
پرخورى و شكمخوارگى يكى از آفات فكر و انديشه است و قوّۀ تعقل را سست مىكند و عامل قساوت قلب و بلاهت و كودنى مىشود.زيادهروى در خوردن و آشاميدن باعث امراض روحى و جسمى مىشود كه دراينباره قبلا مفصّلا بحث شد.
به فرموده پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيشتر امراض ناشى از معده است:«المعدة بيت كلّ داء»
مَپرور تن ار مرد رأى و هُشى كه او را چو مىپرورى مىكُشى
خردمند مردم،هنرپرورند كه تنپروران از هنر لاغرند
كسى سيرتِ آدمى گوش كرد كه اول سگِ نفس،خاموش كرد
خور و خوابِ تنها،طريقِ دد است برين بودن،آيين نابخردست
خنك نيكبختى كه در گوشهاى به دست آرد از معرفت توشهاى
بر آنان كه شد سِرّ حق آشكار نكردند باطل بر او اختيار
[١].بوستان سعدى،باب قناعت.