فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١٨ - * چهارم - ديه شجاج *
همين متلاحِمَة است.
٤- سَمْحاق، و آن زخمى است كه حربه گوشت را به قدرى پاره كند كه به روپوش نازك استخوان برسد، و ديه اين جنايت چهار شتر است.
٥- مُوَضِّحَة، و آن زخمى است كه حربه آن قدر فرو رود كه سفيدى استخوان را نمايان كند، و ديه اين جنايت پنج شتر است.
٦- هاشِمَة، و آن زخمى است كه حربه آن قدر فرو رود كه به استخوان نيز آسيب برساند و آن را بشكند؛ البته بايد در نظر گرفت كه در اين قسم ششم حكم مربوط به شكستن استخوان است، و پاره شدن گوشت و مجروح بودن آن در حكم دخالتى ندارد، و ديه آن ده شتر است؛ و شترها در جنايت خطائى و شبه عمد از لحاظ سال بايد به اوصافى باشند كه در قتل خطائى و شبه عمد ذكر شد. ٧- مُنقِّلَة، كه بنابر تفسير جماعتى عبارت است از جنايتى كه معالجهاش نياز به جابجا كردن استخوان از محلى به محل ديگر داشته باشد، و ديه در آن پانزده شتر است.
٨- مأمُومَة، و آن شكستن استخوان سر است، بطورى كه حربه به محفظهاى كه همه مخچه را در خود جاى داده برسد، و ديه اين جنايت يك سوم خون بها است، حتى اگر بخواهند به عنوان ديه شتر بدهند، احوط آن است كه تعداد شترها به اندازه يك سوم تعداد شترانى باشد كه در خون بها مىدهند؛ هرچند اقوى آن است كه در خصوص شتر اكتفاء به سى و سه شتر نمايند.
٩- دامِغَة، و آن شكستن استخوان سر است، بطورى كه حربه به محفظه مخ برسد و آن را هم پاره كند، و در اين جنايت هرچند زنده ماندن طرف بعيد است لكن به فرض اينكه زنده بماند، ديهاش از جنايت مأمومه بيشتر است و تعيين آن به حكومت است.