فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٤٩ - كيفيت استيفاء قصاص اعضاء
دست و انگشتان پنجگانه جانى را به قصاص قطع كند، و علاوه بر آن ديه يك انگشت زيادى را هم از او بگيرد، و ديه انگشت زيادى يك سوم ديه انگشت اصلى است ولى اقرب آن است كه كف دست به قصاص قطع مىشود و يك انگشت حكمى ندارد، و همچنين اگر نخواهد قصاص كند، بلكه بخواهد ديه بگيرد ديه كف دست را مىگيرد، و نيز اگر كف دستى كه جانى از او بريده چهار انگشت اصلى و يك انگشت زيادى داشته باشد، كف دست جانى در قصاص قطع مىشود و مجنىّعليه چيزى بدهكار نمىشود.
٢٥٣- اگر كسى بند اول انگشت يك نفر و بند وسط همان انگشت را از فرد ديگرى قطع كند، بند اول انگشت او به قصاص از بند انگشت نفر اولى و بند وسط آن به قصاص از بند انگشت نفر دوم قطع مىشود و نفر دومى حق ندارد پيش از اولى قصاص كند و چنانچه نفر اولى جانى را عفو كند يا ديه از او بگيرد، بنابر اوجه نفر دوم حق قصاص ندارد و تنها مىتواند ديه بگيرد يا عفو كند، و در صورتى كه فرد دومى پيش از اولى قصاص كند، مرتكب خطاء شده و بايد ديه بند اول انگشت جانى را به او بدهد و جانى هم ديه بند انگشت نفر اولى را بپردازد.
٢٥٤- اگر جانى دست راست كسى را قطع كند، و در قصاص دست چپ خود را در اختيار او بگذارد و او قصاص كند، ظاهراً قصاص از دست راست جانى ساقط نمىگردد و مجنى عليه حق دارد دست راست جانى را هم قطع كند و از اين جهت ديهاى بر ذمهاش نمىآيد و اگر ترس در بين باشد كه قطع هر دو دست باعث سرايت و هلاكت جانى مىشود بايد صبر كند تا دست چپ جانى بهبودى يابد آن وقت دست راست او را قطع كند، و در صورتى كه جانى عالم به حكم و موضوع باشد يعنى دست چپ و راست را تشخيص مىداده و عمداً دست چپ خود را براى قصاص در اختيار گذاشته باشد در اين فرض ديه نمىتواند بگيرد و اما اگر جاهل به حكم يا موضوع باشد مىتواند ديه بگيرد.
٢٥٥- اگر مجنىّعليه به جاى دست راست خود دست چپ جانى را قطع كند با علم به اينكه دستى كه دارد قطع مىكند دست چپ اوست چه جانى جاهل باشد يا عالم بر او قصاص است.