فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١٠ - ديه حس بينايى
بگويد ديگر نمىشنوم، بعد آن نقطه را نيز علامت بگذارند، پس اگر اين دو مسافت برابر باشند او راست مىگويد و گرنه دروغگوست، و احوط اولى آن است كه همين آزمايش را در سمت راست و چپ او نيز انجام دهند، آنگاه گوش سالمش را محكم بسته و گوش سنگينش را باز بگذارند و زنگ را از سمت جلو به صدا درآورده به عقب ببرند تا جايى كه صداى زنگ به گوشش نرسد آنگاه از پشت سر و از راست و چپش آزمايش كنند و مسافتهاى آزمايش اول را با آزمايشهاى دوم مقايسه نموده و به حساب تفاوت آن از جانى ارش گرفته و به مجنّى عليه بدهند، و به ناچار بايد اين آزمايش را در زمانى انجام دهند كه هوا جريان نداشته باشد و در وقت وزش باد انجام ندهند و از نظر مكان هم در جاى آزمايش صورت گيرد كه از نظر شلوغى و پيچيدن صدا معتدل باشد.
ديه حسّ بينايى:
٢٠٩- اگر در جنايتى، ديد هر دو چشم شخصى از بين برود جانى بايد خونبهاى كامل بدهد، و اگر بينايى يك چشم از بين برود، نصف آن را بپردازد.
٢١٠- در چشمها، فرقى بين افراد مختلف نيست، خواه تيزبين باشد يا تار و ضعيف و حتى چشم لوچ و چشم شب كور و چشمى كه لكّه سفيدى در حدقه آن است، البته به شرطى كه ديد آن را از بين نبرده باشد، و چشم ضعيف و اشك ريزى كه داراى بينايى باشد، در حكم چشم سالم است.
٢١١- اگر حدقه چشم كسى را از كاسه درآورد، بيش از يك ديه بدهكار نمىشود و چشم ديه جداگانه ندارد، و تابع حدقه چشم است؛ و اما اگر بينايى چشم كسى را به خاطر جنايتى ديگر از بين ببرد مثلًا ضربتى بر فرق او بزند كه هم سرش بشكند و هم چشمش كور شود بايد يك ديه براى جنايت بر سر و ديه ديگر براى از بين بردن بينايى چشمش بپردازد.
٢١٢- اگر مجنّىعليه با اينكه چشمش به ظاهر عيبى نكرده، ادّعاء كند كه به جنايت ديدش از بين رفته و جانى منكر آن باشد بايد به اهل خبره مراجعه شود، پس اگر دو مرد