فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٨١ - سوم - اجتماع سبب و مباشر يا اجتماع چند سبب
فرض بايد صبر كند هرچند همه زرعش تلف شود تا چاره جويى كند؛ ولى اگر صبر نكند گاو را خارج كند گناه كرده و مقدار زرع تخريب شده مردم را ضامن است و نيز مقدارى را كه گاو وقت داخل شدن و خارج شدن تلف كرده صاحبش ضامن است و همچنين است اگر حيوان مثلًا گاو شخص ديگر در مزرعه او داخل شود يعنى حكمش همين است؛ ولى اگر تفريط در كار نباشد مثلًا گاو را از راه تنگ معين خارج كند ولى بعضى خوشههاى زرع غير را گاو وقت خروج بخورد صاحب ضامن نيست.
٩٠- اگر حيوان مثلًا گاو در خانه كسى داخل شود مثلًا سر را داخل خُم كند و شاخهايش در آن گير كنند و اخراج ممكن نباشد و صبر هم موجب تلف گاو باشد پس اگر براى نجات گاو خم را بشكنند ضرر در اين فرض مانند آفت سماويه نيست، بلكه استناد تلف به صاحب حيوان است و صاحب حيوان ضامن است؛ و همچنين اگر گاو بدون اينكه تفريط در كار باشد وارد خانه كسى شود و نتوانند آن را اخراج كنند؛ مگر به خراب كردن يك طرف ديوار.
٩١- اگر كسى به شخصى بگويد متاعت را در دريا بينداز تا كشتى سالم بماند و آن هم متاع را در دريا بيندازد گوينده ضامن متاع او نمىباشد چه كشتى سالم بماند يا نماند اين مانند اين است بگويد زنت را طلاق بده يا عبدت را آزاد كن خصوصاً اگر نفع مخصوص مأمور باشد؛ و اما اگر به او بگويد متاعت را در دريا بينداز به ضمانت من و من ضامن آن مىباشم در اين فرض هرچند مشهور گفته اگر دواعى عقلائيّه در كار باشد- مثلًا براى دفع ضرر خوف غرق شدن باشد- ضامن است والا نه؛ ولى اقرب اين است كه ضامن است.
٩٢- اگر كسى به شخصى بگويد لباس خود را پاره كن يا خود را مجروح كن مثلًا از كوه پرت كن من ضامن هستم؛ خسارات و جراحات وارده را ضامن نمىباشد.[١]
٩٣- اگر با وجود خوف كسى به شخصى بگويد متاع خود را در دريا بينداز من و هركدام از سرنشينان كشتى فرد فرد ضامن آن هستيم، اين ضمان مسمّى به ضمان انفراد
[١] - زيرا ضمان مالم يجب و لا ضرورة فيه مىباشد.