فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٨٢ - سوم - اجتماع سبب و مباشر يا اجتماع چند سبب
است پس گوينده ضامن همه متاع هست و همچنين سائر سرنشينان اگر اذن داده باشند و راضى به اين باشند، پس اين مانند تعاقب ايادى بر مال مغصوب مىشود و اشتغال ذمّههاى متعدده به مال واحد هيچ اشكال ندارد؛ و اگر در وقت خوف كسى به شخصى بگويد متاع خود را در دريا بينداز من و هركدام از سرنشينان كشتى ضامن مقدارى كه متعلق او مىشود بر حسب تقسيط مىباشيم، اين ضمان، مسمى به ضمان الاشتراك است دراين فرض گوينده ضامن قسط خودش مىباشد.
٩٤- اگر كسى به شخصى در وقت خوف بطور اطلاق بگود متاع خود را به دريا بينداز ما ضامن آن مىباشيم، در اين صورت هرگاه سائر سرنشينان كشتى، قبل از انداختن از ضمان امتناع نمايند، پس اگر گوينده مدَّعى شود كه مقصود من تساوى بين من و بين همه سرنشينان بود، اين حرف از او قبول مىشود، چون او به نسبت خود اعرف است، بلكه ظاهر لفظى كه گفته همين است بنا براين او ضامن سهم خودش مىباشد و براو لازم است آن مقدارى كه سهم او مىشود بدهد و اما سائر سرنشينان چنانچه رضايت دادند، هركدام سهم خود را مىدهند و گرنه نه؛ و اگر گوينده پس از انداختن متاع مدَّعى شود شما سرنشينان به من اذن داديد و ضمان، ضمان اشتراك است و آنها منكر شوند و مدَّعى بينه نداشته باشد با قسم حرف منكرين قبول است و مدَّعى ضامن همه آن متاع مىباشد، چون مالك را مغرور كرده است.
٩٥- هرگاه مالك حيوانى در نگهدارى حيوانش تقصير كند، و آن حيوان بر حيوانى ديگر حمله كند و بر آن جنايتى وارد آورد، ضمان آن جنايت بر صاحب آن حيوان است، و اگر بر خود اين حيوان آسيب و صدمهاى وارد آيد صدمه وارده شده هدر و بدون ضمان است.
٩٦- زمينى كه براى نگهدارى شير كندهاند و مثل اطاق ساخته و شير را در آن انداختهاند و مردم در اطراف آن گودى براى تماشا تحاجم نموده، و چهار نفر يكى از بعد ديگرى در گودى بيفتند، اولى به منظور نجات از خود به دومى بچسبد، و دوّمى به سوّمى و سوّمى به چهارمى و در نتيجه همه در كمند شير گرفتار شوند، و شير آنان را